فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٤٣ - ل
دار الحرب برداشته باشد برده ميشود و اگر از كشورهاى اسلامى باشد محكوم باسلام است و در حيوان ضاله گويند، كه مثلا حيوانى در بيابان رها شده و دور از آبادى بديد و يقين كرد كه آن را صاحبش رها كرده است بواسطه آنكه قبلا مريض بوده است و يا از جهات ديگر رهايش كرده است ميتوان بقصد تملك آن را گرفت يا در بيابان بىآب و علف حيوان را سرگردان ديد و علم پيدا كرد كه صاحبش آن را رها كرده است.
و يا گوسفندى را در بيابان بديد و در معرض درنده بود بايد بگيرد و تملك كند اگر مالكى ندارد. و چيزهاى ديگر را نتوان تملك كرد و بايد در مدت يك سال اعلام كند شايد صاحبش را بيابد و بعد از يك سال تصدق دهد البته اگر زياده بر يك درهم باشد و تواند كه به عنوان امانت حفظ كند و در موردى كه اشيائى در بيابان خراب يا از مدفونات زير زمينى بيابد بدون اعلام تملك ميكند در اين مسأله بحث زياد است (از شرح لمعه ج ٢ ص ١٩٧- كشاف ص ١٢٩٦).
در معتقد الاماميه آمده است:
هر كه اشترى گمشده يابد، روا نبود وى را گرفتن، زيرا كه از رسول ص سؤال كردند، فرمود:
مالك ولها، خفها حذاؤها، و كرشها سقاؤها
، يعنى: ترا با وى چه كارست؟ مولى وى نعلين اوست، و دره او مشك آب اوست.
و مكروه بود بر گرفتن هر چه غير اين است. و چون برگيرد، و قيمت او كم از درمى باشد، ضامن نباشد، و تعريف آن بر وى واجب نباشد. و همچنين هر چه از فساد وى ترسند، بسبب تعريف كردن چون طعام و غير آن.
و هر چه غير اين بود، بر وى بود تعريف كردن مدت يك سال تمام در بازارها، و بر در مسجدها. و چون يك سال تعريف كرده باشد، مخير باشد ميان آنكه نگاهدارد،:
يا بصدقه بدهد آن را، و ضامن باشد اگر خداوندش بآن راضى نشود، و ميان آنكه مالك شود، و درو تصرف كند، و برو بود ضمان آن، مگر در حرم يافته باشد، كه آنگه وى را روا نباشد كه آن را بملك گيرد.
و لازم بود وى را ضمان آن اگر بصدقه دهد، زيرا كه از رسول ص سؤال كردند از لقطه، فرمود:
«اعرف عقاصها و وكائها ثم عرفها سنة! فان جاء صاحبها، فأته، و الا فاستمتع بها»
. يعنى: بند او را و سر بند او را بشناس، آنگه يك سالش تعريف كن! اگر خداوندش آمد بوى ده، و اگر نيامد از آن تمتع گير! و حكم بلقطه كسى كه وى را حجر كرده باشند، تعلق بولى وى دارد، و از آن بنده بخواجه وى.
و اگر كودكى را يابد آزاد بود. و چون تبرعا بر آن برگرفته باشد، نفقه كند، با وى رجوع نتواند كردن چون بالغ شود و توانگر گردد.
و اگر بضرورت بر وى نفقه كرد، و كس را نيافت كه وى را يارى كند، روا بود كه با وى رجوع كند.
(معتقد الاماميه ص ٤٠١، ٤٠٢)