فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦١٧ - فلسفه در اسلام بر چه مبنائى قرار گرفت؟
خواجه طوسى گويد: و آنچه در جوهر افتد دفعة باشد و آن را كون و فساد خوانند (اساس الاقتباس ص ٤٩ و رجوع شود به شفا ج ١ ص ١٢٩ و كشاف ١٢٧٤).
كَونَين
- كلمه كونين در اصطلاح عرفا يعنى اعيان ثابته جميع موجودات غيب و شهادت را صور علميه حق مينامند كه بتجلى دوم كه تجلى واحديت و الوهيت است تفصيل يافته و از يكديگر ممتاز گشتهاند و اين مرتبت تنزل است از مرتبت احديت ذات بمرتبت اسماء و صفات (شرح گلشن ص ٥).
كُوهِ طُور
- (اصطلاح عرفانى) موقف الهى است و مقام فناء است.
آن كوه طور كه قرآن مجيد جلوهگاه آنست و محل سوگند خداى جهانست نه از خود يافت آن رتبت، كه از مجاورت قدم موسى يافت كه با حق راز گفت و درد و دل خويش آنجا گفت:
كار و صدق و معنى، بو بكر دارد در جهان ور نه در هر خانه بو بكريست در كوه غار (از عده ج ٣ ص ٣٢٤)
كُوهِ قاف
- (اصطلاح عرفانى) مقام يك رنگى را گويند.
مولوى گويد:
بكوه قاف رو مانند سيمرغ
چو يار جغد و بوتيمار گشتى
برو در بيشه معنى چو شيران
چو يار روبه و كفتار گشتى