فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦١١ - فلسفه در اسلام بر چه مبنائى قرار گرفت؟
(كشاف ص ١٢٦٥).
كَمالِ طَبيعى
- (اصطلاح فلسفى) كمال طبيعى مقابل كمال صناعى است و امريست كه صنع را در آن مدخليتى نباشد.
(كشاف ص ١٢٦٥- شفا ج ١ ص ١٣٧).
كَمّ مُتَّصِل كَمِّ مُنْفَصل
(اصطلاحات فلسفى) رجوع بكم شود.
كَمانِ ابْرو
- (اصطلاح ذوقى) كمان ابرو سقوط سالك است از درجه و مقام بسبب تقصير و بازگشتن بمقصد است بحكم جذبه و عنايت بمقام و درجه كه بود.
كُمُون
- (اصطلاح فلسفى) كمون بمعناى بطون و خفا و مرحله نارسى و پنهانى اشياء است و مقابل بروز و ظهور است.
اصحاب كمون كه انباذقلس و پيروان او هستند بنا بر آنچه مشهور است و بدانها نسبت دادهاند و خود گويند: كون عبارت از بروز كامن است يعنى همه اشياء بحال كمون موجودند و حوادث عالم غير از آنچه بوده است چيزى نيست و محال است كه شىء از لا شىء بوجود آيد پس كون عبارت از ظهور از كمون است و همه چيز در حال كمون هست «اما القائلون بالكمون و التداخل و ان الكون ظهور الكامن».
(شفا ج ١ ص ٢٤٣) و من المستحيل ان يكون الشيء من لا شىء اذ لا شىء لا يكون موضوعا للشيء (شفا ج ١ ص ١٨٨)
كَميّات
- (اصطلاح فلسفى) كميات مقابل كيفيّات است و مراد مقادير و متصلات و ممتدات منفصله و متصله است (شفا ج ٢ ص ٤٣٣، ٤٣٨، ٥١٥).
كَميّاتِ مُتّصلَه كَميَّاتِ مُنْفَصِلَه
(اصطلاحات فلسفى) رجوع به كم شود.
كَميَّت
- (اصطلاح فلسفى) كميت و مقدار دو لفظ مترادفند دال بر آنچه لذاته قابل مساوات و لا مساوات باشند به تطبيق وهمى يا وجودى (اساس الاقتباس ص ٣٩- تفسير ص ٧٥٢- شفا ج ١ ص ٤٣١).
كَميَّتِ غَيرُ قارَّه كَميَّتِ قارَّه
(اصطلاحات فلسفى) رجوع به كم شود.
كُمَيْليَّه
- (اصطلاح ملل و نحل) منسوب به كميل بن زياد است و صاحب نفحات بنقل از شيخ سعد الدين فرغانى سلسله او را به حضرت نبى ميرساند به واسطه امير المؤمنين على و حسن بصرى و كميل بن زياد.
اين سلسله به سلسله معروفيه متصل گرديده كميل بن زياد از كبار و اعاظم اصحاب حضرت امير المؤمنين على بوده است و آنچه ميان ايشان رفته است مذكور است (از طرائق الحقائق جزء دوم ص ٣٩) دعاى كميل معروف دعائى است كه گويند حضرت براى كميل تقرير فرمودند