فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٠٢ - فلسفه در اسلام بر چه مبنائى قرار گرفت؟
با اعتقاديات و مسائل دينى درآميخته است.
اما دسته دوم كسانى هستند كه كمتر بمسائل مذهبى و كلامى و دينى پرداختهاند-: و چنانكه اشارت رفت «ابن باجه» را بايد از اين دسته به حساب آورد زيرا وى نه تنها به مسائل مذهبى نپرداخته است و مسائل فلسفى را مطابق روش يونانيان مورد بحث قرار داده است بلكه بنا به روايتى از اين جهت مورد طعن ابن طفيل نيز واقع شده است.
الكندى ابو يوسف يعقوب ابن اسحاق (قرن سوم هجرى). با آنكه بنا به روايتى پيرو مذهب اعتزال است كمتر در رسائل فلسفى وى مسائل دينى تجلى كرده است.
وى شارح ارسطو و فيلسوف مشائى است و در مسائل اخلاقى خود نظريات بديعى دارد، گروش و روح مذهبى وى در مسائل اخلاقى او ديده ميشود.
فارابى (متولد ٣٣٩ ه) با آنكه در علوم الهى رسالههائى دارد در بحثها و رسائل فلسفى خود مسائل دينى را كمتر دخالت داده است وى در امور اجتماعى و منطقى و مسائل ما بعد طبيعت رسالههائى ارزنده دارد، در باب ماهيت روح و اثبات مفارقات و خلود نفس نيز رسائلى دارد.، در مورد بهشت و دوزخ عقايدى خاص دارد. كه با اصول شريعتها وفق نمىدهد.
لكن در فصوص الحكم كاملا مسائل مذهبى را مطرح كرده است. او فلسفه يونان را هدايتكننده انسانها و مايه سعادت ابدى ميداند.
ابن سينا با آنكه مردى است طبيب و توجه وى به حكمت طبيعى بيشتر است مع ذلك در باب الهيات بجز الهيات كتاب شفا كه از اهم كتب فلسفى اسلامى است، رسالههائى نوشته است مانند رساله مبدأ و معاد، او تقريبا در كتاب بزرگ خود شفا اعم از منطقيات، طبيعيات، الهيات و ساير قسمتهاى آن از حد فلسفه محض خارج نشده است لكن در كتاب اشارات كه گويا آخرين اثرش باشد علاوه بر نمط نهم كه در مقامات عارفين است آيه نور را مورد تفسير قرار داده است و بدين ترتيب علاوه بر كتاب مبدأ و معاد و رسالههاى نفس و عشق و رسائل ديگرى مانند: قضا و قدر كه كاملا جنبه كلامى و مذهبى دارد در اشارات خود بالاخره از حد فلسفه محض خارج شده است و توجهى به اصول عرفانى كرده است.
ديگر از فلاسفهاى كه با وسعت اطلاعاتى كه در تمام شئون اسلامى داشته است در مقام بحث از مسائل فلسفى، كمتر مسائل عاطفى و مذهبى را در آن دخالت داده است ابن رشد است.
محمد بن احمد بن محمد بن رشد (ابو- الوليد) (متولد ٥٢٠ ه) اهل قرطبه اندلس است.
وى يكى از فلاسفهايست كه مفسر و شارح حقيقى ارسطو است بعضى گفتهاند به زبان يونانى آشنائى داشته است بر حسب سياست مذهبى روز او را به يهوديت متهم كردهاند.
ابتدا علم شريعت آموخت در بعضى از رسائلش اشارات مذهبى دارد و تحت تأثير متصوفه واقع شده است، به ما بعد