فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٠١ - فلسفه در اسلام بر چه مبنائى قرار گرفت؟
فيلسوف قرن ششم اختلاف است، بعضى او را زنديق ميدانند و در عين حال پيرو ذوق اشراقى.
در طى تاريخ و جريانات روزگار و اقتضاهاى محيطى اين مذهبها نوساناتى پيدا كرده است گاهى جنبههاى اشراقى و زمانى وجهههاى مشائى و روزگارى اعتبارات كلامى رجحان يافته است و بالاخره از يك طرف مسائل كلامى و فلسفى و دينى با هم درآميخته و رنگى ديگر بخود گرفته است و از سوى ديگر از روح عرفان و مسائل ذوقى برخوردار ميشود و بدين ترتيب فلسفه مستقل و خاصى در عالم اسلام بوجود آمده است كه با فلسفه يونانى فاصله پيدا كرده است. و البته اين امر يعنى استقلال فكرى مسلمين از همان ابتداى كار و فراغت از نقل و ترجمه به وجود آمده است.
گذشته از اهل كلام و حديث، كسانى كه روش عقلى آنان بر عرفان نظرى استوار است مانند محيى الدين ابن عربى، اساس كار فلاسفه و متكلمان را واژگون كردهاند و بنائى ديگر نهادهاند.
در اعصار و قرون بعد، فلسفه تقريبا از جهان اسلام خارج ميشود و راهى ديگر را طى ميكند، و عصر مغول و تيمورى در ابهام و اجمال بسر مىبرد و رنگ عرفانى كامل بخود ميگيرد و بنوعى ديگر در عصر صفوى و اندكى ما قبل آن در ايران ظهور ميكند و اين بار بطور وضوح جامع عرفان و كلام و فلسفه و حديث ميشود، مجمع الابهرى ميشود بدست صدر الدين شيرازى وى با آنكه در مسائل خاص فلسفى مانند حركت جوهريه نظريات بديعى دارد، فيلسوفى است با روش خاص كه فلسفه خود را حكمة متعاليه خوانده است.
وى مسائل دينى را با مسائل كلامى و فلسفى و سخنان بزرگان در آميخته است و فلسفه اشراق را با اصول مشاء توأم كرده است از طرفى از اصول مدون شيخ ابن سينا و فارابى و الكندى پيروى ميكند و از طرفى ديگر تحت تأثير نور و ظلمت اشراق واقع شده است ترتيب جهان خلق ارسطو را برگزيده و از مثل افلاطونى بهرهمند شده است.
از محيى الدين ابن عربى در بسيارى از مسائل تبعيت كرده است. اخوان الصفا را در قسمتهاى علوم الهى و استفاده از آيات قرآنى و كلمات نبى اكرم و سخنان ائمه، پيشواى خود قرار داده است. سخنان هرامسه و اساطين هفتگانه حكمت يونان را وحى منزل دانسته، آنان را پيامبران برگزيده خدا ميداند. و در موارد مختلف از حميد الدين كرمانى و ناصر خسرو سخت متأثر شده است.
مير داماد نيز با آنكه در بعضى از كتب و رسائلش فيلسوف مشاء است مانند:
قبسات. لكن در رسائل خلسه ملكوتيه و رسائل ديگر حالت اشراقى و عرفانى خود را كاملا نمودار كرده است و بطور وضوح تحت تأثير متكلمان اسلامى و صوفيان واقع شده است.
حاجى سبزوارى كه آخرين فيلسوف اسلامى بحساب آمده است در مجموعه كتب و رسائلش، روح اشراق و مشاء توأم شده است و مسائل فلسفى را بطور كامل