فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٥٥ - ق
يا از باب دلالت ايماء و اشاره باشد در هر حال اگر گفته شود «حرمت الخمر لانه مسكر يا لاسكاره» منصوص العله خواهد بود (از قوانين ج ٢ ص ٨١).
قِيافَت
- (اصطلاح فلسفى) استناد بعلامات و امارات ظاهرى است.
قِيام
- (اصطلاح عرفانى و فقهى) قيام در لغت بمعنى انتصاب است و مراد عبادت و احكام شريعت و طريقت است، قيام بالله نقطه پرگار طريقت است و مدار اسرار حقيقت. هر كه از تدبير خود برخاست و كار خود با حق جل جلاله گذاشت، ثمره حيوة طيبه برداشت نور آفتاب نور صورت است و نور دل ايشان نور سريرت است، لاجرم شعاع آفتاب صورت بايشان رسيد از برق شعاع نور سرايشان دامن درچيد.
(عده ج ٨ ص ١٥٣).
قِيام بِاللّه
- (اصطلاح عرفانى) مراد استقامت است در حال بعد از فنا و عبور بر مجموع منازل و سير از الله در الله و بيرون آمدن از رسوم به كليت.
قِيامِ للّه
- (اصطلاح عرفانى) قيام لله بيداريست از خواب غفلت و برخواستن از سنة عبرت در حال سير الى الله (اصطلاحات شاه نعمت الله ص ٥٨)
قِيامَتِ صُغْرى
- (اصطلاح عرفانى) قيامت صغرى عبارت از موت ارادى است (شرح قيصرى ص ٤٠).
عطار گويد:
آن را كه ز عشق او خبر بود
هر روز قيامت دگر بود
چه جاى قيامت است كاينجا
اين شور از آن عظيمتر بود
زيرا كه قيامت قوا را
در حد و حدود پا و سر بود
چون نيست نهايت ره عشق
زين به نه نشان و نى اثر بود
هر كس كه ازين رهت خبر داد
مىدان بيقين كه بىخبر بود