فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥١٧ - ق
عقل است استخراج كنيم و عمل بقياس و استحسان و ترجيحات ظنى و مناسبات در مذهب اماميه جائز نيست و اين امر موجب تضييق در شريعت نخواهد شد زيرا باب اجتهاد مفتوح است و لكن در دائره محدودى يعنى تا جائى كه مخالف با منصوصات و ضروريات از قبيل حرمت ربا و خمر و ميسر نباشد.
بلى اگر معالجه مريضى منحصر بشرب خمر باشد شرب خمر براى او مباح است و لكن اباحه شرب براى او در اين حال رافع حرمت واقعى آن نبوده بلكه اختصاص بخصوص اين مورد خواهد داشت- و همچنين خوردن طعام غير در مورد اضطرار مغير حكم واقعى نبوده و فقط رافع عقوبت است نه ساير آثار- بنا بر اين شخص مضطر، ضامن مثل يا قيمت آن خواهد بود.
(كليات حقوقى ص ٤)
قَوّال
- (اصطلاح عرفانى) گوينده و خواننده را گويند كه در روش سماع باشد و بسبك قوالى خواندن اصطلاحى است معروف.
قَوامِع
- (اصطلاح عرفانى) قوامع عبارت از موانع انسانست از مقتضيات نفس و طبع و هوى و اين قوامع امداد اسماء الهيهاند و بالجمله آنچه مقتضيات طبايع و اميال و شهوات نفسانى را قمع ميكند.
(اصطلاحات خطى، ث ٨٥٤).
قَواهِر
- (اصطلاح فلسفى) شيخ اشراق آنچه را مشائيان عقل گفتهاند نور قاهر ناميده است و كلمه قواهر كه جمع قاهر است بطور مطلق بر عقول اعم از طوليه مترتبه و عرضيه متكافئه اطلاق شده است و هرگاه با قيد سافله ذكر شده است مراد عقول متكافئه است و هرگاه با جمله و قيد اعلون «القواهر الاعلون» گفته شده است مراد عقول مترتبه طوليه است بطور كلى انوار مجرده منقسم ميشوند بانوار قاهره اعلون كه عبارت از طبقه طوليه مترتبه باشند و انوار قاهره صوريه كه ارباب اصنام باشد و عبارت از طبقه عرضيه متكافئه غير مترتبهاند در طرف نزول و ارباب اصنام نوعيه جسميهاند.
از قواهر سافله تعبير بقواهر نازله نيز شده است «فالانوار المجردة تنقسم الى انوار قاهرة اعلون و هى الطبقة الطولية المرتبة و انوار قاهرة صورية هى ارباب الاصنام و فى بعض النسخ ذوات الاصنام و هى الطبقة العرضية المتكافئة فى التزول و هى ارباب الاصنام النوعية الجسمانية.» (ش ص ٣٥١، ٣٨٢ و رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ١٤٠، ١٤٧، ١٧٩).
قَواهرِ أعْلون قَواهرِ سافِله قَواهرِ عاليَه قَواهرِ نازِلَه قَواهرِ نوريَّه
- (اصطلاح فلسفى) بطور كلى سهروردى انوار مجرده را بر دو گونه تقسيم ميكند يكى انوار قاهره و ديگرى انوار اسفهبديه يا انوار مدبره برازخ.
انوار قاهره را نيز بر دو سلسله منقسم ميسازد يكى قواهر طولى (عقول مفارقه) كه نسبت بموجودات داراى تدبير و عنايت هستند تدبير و عنايتى كه بر خلاف