فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥١٥ - ق
قَناعَت
(اصطلاح اخلاقى) و آن بود كه نفس انسان فرا گيرد امور مآكل و مشارب و ملابس و غير آن را و رضا دهد بر آنچه سد خللى كند از هر جنسى كه اتفاق افتد (اخلاق ناصرى ص ٧٧ و رجوع باخلاق محتشمى ص ١٣ شود).
و رضا دادن بقسمت است و بعضى گويند ترك كردن آنچه در دست مردم است و بخشش آنچه در دست او است.
قناعت وقوف است بر حد قلت و كفايت و قطع طمع از طلب كثرت و زيادت و هر نفسى كه بدين صفت متصف شد و بدين خلق متخلق گشت خير دنيا و آخرت و گنج فراغت و غنا يابد و راحت ابدى نصيب او گردد (از مصباح الهدايه ص ٣٥٠).
ابو تراب نخشبى گويد «القناعة اخذ القوت من الله» (طبقات ص ١٥١) شاه نعمت الله گويد: اصل چهارم قناعت است و قانع آنست كه از شهوات نفسانيه و تمتعات حيوانيه پيوسته وارسته باشد.
قَنْطَرات
- (اصطلاح عرفانى) مراد دنيا و تبعات دنيا است و گفتهاند «الدنيا قنطرة الآخرة» (از عده ج ٣ ص ٢٨)
قَنْطُورِس
- (اصطلاح نجومى) يكى از صور كواكب نيم كره جنوبى است و بصورت حيوانى بود كه از سر تا كمر بمانند انسان است و نيم كره پائين بمانند اسب است و واقع است بر جنوب صورت ميزان، روى او بسوى مشرق و دنب او بطرف مغرب است و شامل ٣٧ ستاره است (از صور كواكب ص ٣٢٧) ضبط آن در اكثر موارد قيطورس آمده است و قنطورس و قنطاورس و قنطارس هم آمده است.
قُنُوت
- (اصطلاح فقهى و عرفانى) و قنوت در لغت طاعت باشد و بمعنى قيام و دعا نيز آمده است و در فقه دعاى مخصوص است با وضع خاص بدين ترتيب كه بعد از حمد و سوره در ركعت دوم دو دست را بالا برده در جلوى صورت و دعاهاى مأثوره و سوره قرآن ميخوانند و آن در تمام فرائض يوميه مستحب است و بلكه در نوافل تماما مستحب است، در قنوت هر نوع دعائى روا باشد و سورههاى كوچك و بزرگ قرآن و آياتى چند و ذكر و دعاهاى مشهور مأثور «سبحان الله سبحان الله و يا لا اله الا الله الحكيم الكريم لا اله الا الله العلى العظيم سبحان الله رب- السماوات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و الحمد الله رب العالمين» است (از شرح لمعه ج ١ ص ٧١- كشاف ص ١١٧٤) در عرفان قنوت عبارت از خشوع و خفض جناح است در مقابل ذات احديت.
(كشاف ص ١١٧).
«القنوت، القيام بآداب الخدمة ظاهرا و باطنا من غيره فتور و تقصير يحذر- العذاب الموعود فى الآخرة و يرجو الثواب الموعود».
صفت قومى كه پيوسته بر درگاه الله