فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥١١ - ق
و گفتهاند «دواء القلب خمسة اشياء:
«قراءة القرآن بالتدبر و خلاء البطن و قيام الليل و التضرع عند السحر و مجالسة الصالحين» (طبقات ص ٢٨٦) و گفتهاند «ان قلوب بنى آدم كلها بين اصبعين من اصابع الرحمن يقيمه ان شاء و يزيغه ان شاء و الميزان بيد الرحمن، يرفع اقواما و يضع آخرين الى يوم القيمة».
ديگرى گويد: عمارة القلب فى اربعة اشياء فى العلم و التقوى و الطاعة و ذكر الله و خرابه فى اربعة اشياء، الجهل و المعصية و الاغترار و طول الغفلة» (طبقات ص ٤٠٠) ابو الخير الاقطع گويد: «القلوب ظروف، فقلب مملو ايمانا علامته الشفقة على جميع المسلمين و الاهتمام بما يهمهم و معاونتهم بما يعود صلاحه اليهم و قلب مملو نفاقا فعلامته الحقد و الغل و الغش و الحسد» (طبقات ص ٣٧١) و گويند «فساد القلوب على حسب فساد الزمان و اهله» (طبقات ص ٥٠٣) انصارى گويد: قلبها ظرفهاى خدا هستند در روى زمين و دوست ترين آنها نزد خدا دلى است كه صافتر و نازكتر باشد.
(از عده ج ٦ ص ٣٧٠) در هيئت هجدهمين منزل از منازل ٢٨ گانه قمر بود و علامت آن ستارايست سرخ رنگ از قدر ثانى با دو ستاره ديگر از دو جانب ديگر او بود كه از قدر ثالثاند بر خطى مقوس در تحت اكليل و او را از اين جهت قلب گويند كه بر محل قلب صورت عقرب بود و دو ستاره طرفين آن را انياط خوانند (از بيست باب ملا مظفر) قلب در اصطلاح اهل عربيت ابدال حرف عله باشد و همزه برخى به برخى ديگر و آن اخص از ابدال است و اطلاق شود بر تقديم برخى از حروف بر برخى ديگر كه قلب مكان گويند و در اصطلاح اهل معانى عبارت از قرار دادن يكى از اجزاء كلام است مكان ديگر در حال كه مفهم صفتى باشد چنانكه بعللى مبتداء، و خير جاى خود را عوض كنند و بعضى اوقات قلب موجب لطف و زيبائى كلام شود و آن اقوى از عكس است و از نوع قلب است إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ و «ادخلت الخاتم فى الاصبع» و «عرضت الناقة على الحوض» و از انواع قلب است رد عجز بر صدر.
(از مطول ص ٣٨٤- كشاف ج ٢ ص ١١٧١- تلويح ص ٥٩١) و قلب كل.
آنست كه جمع كنند ميان دو كلمه كه يكى وارونه ديگرى باشد عنصرى گويد:
بگنج اندرون ساخته خواسته
بجنگ اندرون لشكر آراسته