فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٩٢ - ق
نكند.
و بايد كه گرسنه، و خشمگين، و پريشان خاطر نباشد، پشت بر قبله ننشيند، و سكينت، و آرام باشد، و مجلس خود را از بازى و مزاح دور دارد، و در ميان دو كس در محل و نظر و اشارت يكسان گرداند.
و ابتدا بسخن نكند، تا خصمان ابتدا كنند. و اگر ايشان خاموش باشند، ايشان را گويد: اگر از براى كارى آمدهايد بگوييد! و اگر يكى دعوى كند، بايد كه دعوى وى مستند بود بعلم، چنانكه گويد: فلان چيز كه در دست وى است حق من است، و در دست وى بناحق است.
و بايد كه آن چيز معلوم باشد كه اگر گويد: جامهاى يا سرايى درست نباشد.
و چون صحيح باشد مدعى عليه را گويد: چه ميگوئى در آنچه دعوى ميكند؟
اگر اقرار آرد، و او از آن جمله باشد كه اقرار وى صحيح بود، الزامش كند تا آن را بخصم تسليم كند.
و اگر ابا كند، بملازمتش فرمايد.
و اگر صاحب او گويد كه: وى را حبس كن! حبس كند. و اگر گويد: نام او در ديوان حكم اثبات كن! اثبات كند، اگر وى را شناسد بنام و نسبش، يا بنيت عادل باين گواهى دهد.
و اگر مدعى عليه انكار كند، مدعى را گويد: چه ميگوئى؟ اگر گويد گواه دارم، بفرمايد تا حاضر كند. و اگر گويد غايب است، كسى معين كند تا گواه را حاضر گرداند. چون حاضر گرداند و پسنديده بود، حكم كند بدان. و اگر گواه يكى بيش نباشد، سوگند حق مدعى باشد. و اگر دو زن بيش نباشند، همچنين. و اگر گواهش نباشد، سوگند حق مدعى عليه باشد.
اگر مدعى خواهد كه سوگند دهد، وى را وعظ گويد، و از خدايش بترساند، و ز عاقبت سوگند دروغ وى را آگاه كند.
(معتقد الاماميه ٥٠٤، ٥١٤) و نزد عرفا-
هر تنى را رنگ و بوئى داده سلطان ازل
هر سرى را سرنوشتى كرده ديوان ازل
هر وجودى در حقيقت مظهر سرى شده
تا شود پيدا ز سرش علم پنهان ازل