فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٣٧ - ظ% فَزَع
مركز استقرار ستارگان دانسته است و براى هر يك از سيارات كه عده آنها را هفت تا ميدانسته است فلك خاصى فرض كرده است كه مدار حركت آن سيارات است و بعد از افلاك نهگانه نوبت بمراكز عناصر چهارگانه ميرسد و براى هر يك از عناصر چهارگانه مشهور نيز محلى طبيعى و مكانى خاص قائل شده است.
(از عيون المسائل فارابى ص ١٣ تفسير ص ٦٢٩ شفا ج ١ ص ١٧٠- ١٧١ ش- ص ٤١٨، ٣٩٨، ٣٢٩، ٣٩٧ ٣٣١- اسفار ج ٢ ص ٨، ١٤٠- شرح منظومه ص ١٠٢ شواهد صدرا ص ١٤٦).
ابو ريحان گويد:
فلك جسمى است چون گوى گردنده اندر جاى خويش. و اندر ميان او چيزهاست كه حركت ايشان بسرشت خويش بخلاف حركت فلك است، و ما اندر ميان اوييم. و او را فلك نام كردند از بهر حركت او كه گرد است همچون حركت بادريسه. و فيلسوفان او را اثير نام همىكنند.
فلكها هشت گوىاند يك بر ديگر پيچيده، همچون پيچيدن تويهاى پياز. و خردترين فلكها آنست كه بما نزديكتر است، و ماه اندر او همىرود و همىبرآيد، و فرود آيد تنها بىهنباز. و هر كرهاى را مقداريست از ستبرى. و ستاره او را از بهر آن دو بعد اوفتد، يكى در دورترين و ديگر در نزديكترين. و كره دوم كه زبر وى همىگردد آن عطارد است. و سوم آن زهره است. و چهارم آن آفتاب است. و پنجم آن مريخ. و ششم آن مشترى. و هفتم آن زحل. اين گويهاى هفت ستاره روندهاند. و زبر اين همه گويى است ستارگان بيابانى را كه ثابته خوانند ايشان را يعنى ايستاده.
گروهى زبر فلك هشتم فلكى ديدند نهم آرميده بىحركت و اين آنست كه هندوان او را برهماند خوانند.
ارسطو آن سوى عالم را نه خلأ داند نه ملأ.
(از التفهيم ص ٥٦، ٥٨)
فَلَكِ اطْلَس
- (اصطلاح هيئت) فلك الافلاك را گويند بدان جهت كه ساده و بىستاره است و باعتبار دورى آن از مركز زمين فلك اقصى نامند و همين طور بهمين اعتبار فلك اعلى نامند و از اين جهت كه جهان جسمانى مطابق با هيئت بطلميوسى واقع در داخل محدوده فلك اطلس است آن را محدود الجهات نامند و يا فلك محدد در لسان شريعت با اقتباس از روايات و قرآن مجيد عرش الرحمن نامند
فَلَكُ البُرُوج
- (اصطلاح هيئت) فلكى كه مركز ثوابت است و ثوابت بقول هيئت بطلميوس واقع در ثخن آن ميباشند رجوع به معدل النهار شود.
فَلَكِ تَدْوير
- (اصطلاح هيئت و نجوم) هر يك از كواكب هفتگانه را فلكى است كوچك كه در آن دوران ميكند و آن را فلك تدوير آن كوكب نامند و افلاك تدوير خود در افلاكى ديگر دوران ميكنند كه خارج از مركزاند و همه اين تدويرات و خارج از مركزها واقع در سطح فلك البروجند كه محيط بساير افلاك است (از رساله هشتم بخش ناموسيات