فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٢٨ - ظ% فَزَع
مستقلى باشد و مقترن بيكى از زمانهاى سهگانه باشد و مقابل اسم و حرف است مانند ؤ ذهب. يذهب. اذهب» و در فارسى (رفت آمد. ميرود. برو) علامات فعل در عربى يكى آنست كه تواند خبر يا مسند واقع شود و نتواند مبتدا يا مسند اليه واقع شود و ديگر حروف قد، سين و سوف و حروف جازم و ناصب پذيرد مانند «قد ضرب، سوف ضرب، سيضرب، لم يضرب لن يضرب» ديگر به مضارع و امر و نهى و استفهام و نفى و جز آن صرف شود و ديگر ضمائر بارزه مرفوعه بدان متصل شود مانند «ضربوا و ضربت» و ديگر نون تأكيد ثقليه و خفيفه پذيرد (از كشاف ص ١١٤٢- الهداية ص ١٨٢)
فِعلِ آيَنده
- (اصطلاح ادبى) آنست كه بر زمان آينده دلالت كند و در پارسى مصدر مرخم فعل منظور را گرفته پيش از آن مضارع اخبارى فعل خواستن را درآورند مانند «خواهم گفت، خواهيم گفت، خواهى گفت» (از دستورنامه ص ٩٢)
فِعْلِ أمر
- (اصطلاح ادبى) فعل امر بر طلب كارى دلالت كند رجوع بامر شود.
و نيز رجوع به (سيوطى ص ١١) شود
فِعلِ تَوليدى
- (اصطلاح اصولى) عوارض و تبعات غير مستقيم افعال و كردارها، عوارض و افعال غير ارادى كه بدنبال پاره از عمال خود به خود انجام ميشود اين مسأله يكى از مسائل مهم كلامى و اصولى كه بدان توجه بسيار شده است در كليات مسائل حقوقى آمده است.
فعل مستند بشخص يا بنحو قيام است و يا بنحو صدور.
فعل قيامى عبارت از فعلى است كه بنحو حلول فائم بفاعل باشد مثل خواب و موت و حيات زيرا نسبت موت بشخص، معنى آن صدور موت از او نبوده بلكه از اين جهت است كه قيام موت باوست و همچنين است امثال آن و نسبت اين قبيل افعال بموضوعاتى كه قيامشان بآنهاست مبنى بر توسع است و الا در حقيقت اقتضاء نسبت فعل بفاعل صدور فعل است از فاعل نه حلول در آن و اين نوع از حوادث از افعال ما نيست بلكه براى آنها علل و اسباب مخصوصى است كه بوجود آنها موجود ميشوند.
و در حقيقت فعل هر كس همانا قسم صدورى است كه از خود او صادر شده و بدون توسع و عنايتى نسبتش باو داده شود مثل گشتن و خوردن و آشاميدن و امثال اينها.
فعل صدورى دو قسم است: توليدى و غير توليدى.
فعل توليدى فعلى است كه فاعل سبب آن را ايجاد كرده باشد و باين جهت باو نسبت داده شود مثل نسبت سوزاندن خانه بشخص وقتى كه آتش در آن افكنده باشد و بيشتر از افعالى كه بانسان نسبت داده ميشود از اين قبيل است.
و غير توليدى فعلى است كه فاعل بدون واسطه آن را ايجاد كند و سبب صرف اراده او باشد و اين كمتر اتفاق مىافتد.
پس فاعل مباشر كسى ست كه فعلى را رأسا باراده خود ايجاد كرده باشد يا موجب سبب آن باشد.
از آنجائى كه غالبا تأثير اسباب محتاج