فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٤٩
دارد مانند «مردان و زنان» و علامت آن «ها و آن» است كه بآخر كلمات خواه مفرد باشد خواه مركب متصل شوند مانند «اسبها دستها، صاحبدلان، درختان، درختها».
بعضى از كلمات بىجان كه بايد به «ها» جمع بسته شوند بطور استثناء به «آن» جمع بسته ميشوند مانند «گيسوها و گيسوان» و به كلماتى كه بالف ختم ميشوند قبل از علامت جمع «يا» افزايند مانند «دانا. دانايان. بينا. بينايان».
(از دستورنامه ص ١٨- ١٩).
و رجوع شود به (الهدايه ص ١٩٩ سيوطى ص ١٩).
جمع نزد اهل معانى بيان از محسنات معنويه است و آن جمع ميان چند امر باشد در حكم مانند «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا» و «ان الشباب و الفراغ و الجدة» «ثروتمندى» «مفسدة للمرء» (از مطول ص ٣٥٩- كشاف ج ١ ص ٢٥٤).
در ابدع آرد:
جمع آنست كه دو چيز يا زياده را حكم واحد شامل شود چنانكه در قرآن است «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ».
ماه گاه چو روى يار من است
گه چون من گوژپشت و زرد و نزار
چو فكرم طره است گه پيچ پيچ است
گهى چون روزگار من پريشان