فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٤٥
و براى رسيدن به كمالات ممكن خود آفريده شده است.
و در رسيدن به برترين كمالات خود نياز باقوام و افرادى ديگر دارد كه هر يك به قسمى از كمالات لايق و ممكن انسان كمك كند و بنا بر اين انسان به كمالاتى كه آفريده شده است نرسد مگر باجتماعات، اجتماعاتى كه معاون و كمك يكديگر باشند تا همگى آنچه را كه در زندگى و رفاه و آسايش آنها بكار آيد فراهم نمايند، وى گويد هر گاه جماعات مختلف را در قسمت معموره زمين بررسى كنيم به سه نوع اجتماع برمىخوريم عظمى، وسطى و صغرى اين سه دسته اجتماعات كاملهاند. منظور از عظمى همه مردمى هستند كه در قسمت معموره زمين زندگى ميكنند و منظور از وسطى امت و يا ملتى است كه در قسمتى از معموره زمين زندگى ميكند.
و منظور از جماعة صغرى مردم يك شهرند و جماعتهاى غير كامله عبارتند از يك ده و يا مردم يك محله و يا يك كوى و سپس در يك منزل كه كوچكترين واحد، اهل يك منزلند و سپس بالاتر از آن اهل محله و دهاند.
ده خادم شهر است و بالاخره محله و كوى و منزل و ده همه خادم شهرند و خير افضل و كمال اقصى نخست بسبب زندگى شهرى حاصل ميشود پس سعادت و شقاوت از عوارض شهر است و مدينه فاضله آن بود كه قصد و غرض همه مردم آن تعاون و كمك بود تا رفاه و آسايش جامعه فراهم شود يعنى بر آنچه سعادت همه در آنست، و آن گونه مردم را امة فاضله و معموره فاضله نامند.
(رجوع شود به آراء اهل مدينه ص- ٩٦- ٩٧).
جَمال
- (اصطلاح عرفانى) جمال ظاهر كردن كمال معشوق است از جهت استغناى از عاشق و نيز اوصاف لطف و رحمت خداوند است.
شاه نعمت الله گويد: جمال، تجلى حق است بوجه حق براى حق و جمال مطلق را جلال است و اين قهاريت جمال است، در هر جمالى جلالى دارد و هر جلال او را جمالى است.
هر نقش و خيالى كه مرا در نظر آيد
حسنى و جمالى و جلالى بنمايد