فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٠ - الف
از ماده است مصداق مفهوم عقل است و چون خود بذاته صورت عقليه است مصداق مفهوم معقول است و چون موجود بالذات است مصداق مفهوم عاقل است.
(رجوع شود به اسفار ج ١ ص ٢٨٣ و ج ٣ ص ٣٨ و رسائل صدرا ص ١٠٢ و رجوع شود به كلمه عقل- نفس- علم- معلوم)
اتّحادِيّه
- اتحاديه كسانى هستند كه گويند خداى متعال با ما يكى شده و منع گرديده است. (رياض السياحة ص ١١٨)
اتّسَاْع
- (اصطلاح بديعى است) و آن باشد كه گوينده سخنى گويد منظوم يا منثور كه باب تأويل آن را وسعتى باشد و معانى جديده در آن راه يابد كه هر يك مناسب باشد (از ابدع البدائع ص ١٧- ١٨).
اتّصاف
- (اصطلاح فلسفى است) اتصاف عبارت از قيام امرى است بامرى ديگر و يا بودن شىء است متصف بشىء ديگر و يا نسبت ميان دو چيز متغاير است بحسب وجود در ظرف اتصاف و ناچار در ظرف اتصاف بايد دو امر موجود باشد تا نسبت مذكور محقق شود نهايت آنكه اشياء در موجوديت متفاوتاند و هر يك را حظى خاص از وجود است و هر صفتى از صفات را مرتبى خاص از وجود است كه منشأ آثار مخصوص است حتى اضافات و اعدام و ملكات و قوى و استعدادات كه آنها را نيز حظوظ ضعيفى است كه اتصاف بآنها ممكن نيست مگر بعد از وجود آنها براى موصوفات خود «و الحق ان الاتصاف نسبة بين شيئين متغايرين بحسب الوجود فى ظرف الاتصاف».
(اسفار ج ١ ص ٨٢ و از دستور ج ١ ص ٣٢) اين مسأله را از اين جهت مطرح كردهاند كه معلوم شود كه اتصاف وجود بماهيت از چه نوع اتصافى است و عروض وجود بر ماهيت چگونه است و بنا بر قاعده فرعيه كه «ثبوت شىء لشىء او اتصافه به او عروضه له متفرع على وجود المثبت له او الموصوف و المعروض» باشد چگونه وجود وصف و عارض بر ماهيت است در حال كه ماهيت را قبل از وجود تقررى نيست.
بر لوازم اين قاعده از نظر ابن سينا و پيروان او و شيخ شهاب هيچ نوع ايرادى نيست و تنها اشكال و ايراد مشكل بر مبناى اصالت وجودى است.
براى روشن شدن مسأله اتصاف و بعدا چگونگى اتصاف ماهيت بوجود گوئيم:
اتصاف بر دو قسم است ١- اتصاف انضمامى كه موصوف و صفت هر دو در ظرف اتصاف موجود ميباشند مانند قيام بياض به جسم كه در ظرف اتصاف كه خارج باشد هم اتصاف و هم صفت موجودند.
٢- اتصاف انتزاعى كه وجود موصوف در ظرف اتصاف بنحوى است كه انتزاع صفت از آن درست است مانند اتصاف سقف بفوقيت و زيد بعمى كه آنچه متحقق و متقرر در ظرف وجود است موصوف است نه صفت و صفت امرى است كه منتزع از موصوف ميشود و در هر دو صورت تحقق و تقرر موصوف كه موضوع اتصاف