فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٥٩
جواد شود.
«و اما الجود فهو افادة الخير بلا عوض».
(از اسفار ج ٣ ص ٨٢ و رجوع شود به دستور ج ١ ص ٤١٩).
«الجود افادة ما ينبغى لا لعوض».
(از مجموعه دوم مصنفات ص ١٣٤ و رجوع شود به دستور ج ١ ص ٤١٩).
در كتاب حكمة الاشراق آمده است كه:
جود عبارت از افاده چيزى بود كه شايسته بود، بدون عوض، پس بخشنده كه در برابر بخشش خود خواستار ستايش و ثواب بود بازرگانست و همچنين آن كس كه بدان ميخواهد خود را از مذمت و مثل آن رهائى بخشد پس در عالم هستى چيزى اشد نورا از آن نبود كه خود در حقيقت نفس خود نور بود، آنكه خود متجلى و فياض لذائذ بود، بر هر قابلى و ذات او براى چيزى ديگر نبود و او نور الانوار بود.
در كلمات مشايخ آمده است، جد و لا تمنن فان الفائدة اليك عائدة (از گلستان ص ١٧٣).
و الجود بالموجود غاية الجود گلستان ص ٨٧).
مولانا گويد:
جود جمله از عوضها ديدنست
پس عوض ديدن ضد ترسيدن است
بخل ناديدن بود اعواض را
شاد دارد ديدن در خاص را
پس بعالم هيچ كس نبود بخيل
زانكه كس چيزى نبازد بىبديل