فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٥٨
نورى و ابو حمزه و دقاق را بگرفتند و قتلشان بفرمودند، سياف شمشير بركشيد، نخست نورى در پيش آمد، سياف گفت اين چه دليرى است؟ گفت حيات من بر ياران ايثار است و ما را جوانمردى ناچار، سياف بگريست فرياد برآورد، خليفه قاضى را گفت تفحص كن، نورى را بخواند و ازو مسائل فقهى پرسيدند بصواب جواب داد.
(از شطحيات ص ٣١).
جواهِرِ اوّل
- (اصطلاح فلسفى) مراد از جواهر اول يا جواهر اولى اشخاصند.
خواجه طوسى گويد: و اين هر پنج (ماده، صورت، جسم، عقل و نفس) يا جزوى باشند يعنى اشخاص و آن را جواهر اولى خوانند و يا كلى باشند يعنى انواع و اجناس و آن را جواهر ثانيه خوانند و ثالثه نيز در مرتبت بعد از نوع يعنى اجناسند.
(اساس الاقتباس ص ٣٨).
«الجواهر الاولى هى اشخاص الجواهر.
و انما تدل على الاشخاص المشار اليها ... ان الجواهر صنفان اول و ثوان ... جواهر ثوانى و هى التى تقال على موضوع يخصها انه يحمل اسمها وحدها على موضوعها».
(از مقولات ارسطو ص ٢٨، ١٥، ١٨).
و بالجمله جواهر اول، شخص جوهرى است مانند «هذا الانسان المشار اليه» و جواهر ثوانى انواعى هستند كه تحت آنها اشخاص است مثلا زيد مشار اليه مندرج در نوع خود است كه انسان باشد و انسان در جنس خود است كه حيوان باشد.
جَواهِرِ بَسيْطِ جِسْمانى
- (اصطلاح فلسفى) مراد عناصر اربعهاند در حال خلوص و محوضت.
(شرح قيصرى ص ١٨).
جَواهرِ بَسيطِ رُوحانى
- (اصطلاح فلسفى) مراد عقول و نفوس مجردهاند.
(شرح قيصرى ص ١٨).
جَواهِر رُوحانى
- (اصطلاح فلسفى) مراد عقول و نفوساند.
(اخوان ج ٣ ص ١٣٦).
جَواهِر سِفْليّه
- (اصطلاح فلسفى) مراد عناصر و مادياتاند.
(از اخوان ج ٣ ص ١٠٣).
تركيبات ديگر فلسفى و عرفانى:
جَواهِر عُلُوم
- عبارت از حقايقى است است كه قابل تبديل و تغيير نمىباشد و باختلاف ازمنه و شرايع و امم مختلف نشود.
جَواهرِ عِلويّه
- (اصطلاح فلسفى) مراد افلاك و كواكباند و گاه بر مجردات نيز اطلاق شده است.
(از اخوان ج ٣ ص ١٠٣).
جَواهرِ غاسِقَه
- (اصطلاح فلسفى) مراد اجسام است.
جَواهرِ غاسِقَه ميته
- (فلسفى) مراد اجسام و جامدات است. (از مجموعه دوم مصنفات ص ١٠٩).
جَواهرِ القائِمَة بِذاتِها
- مراد عقول مجردهاند (از مجموعه دوم مصنفات ص ٢٢٨).
جَواهرِ مَعْدَنيّه
- (فلسفى) مراد معدنيات است (از شفا ج ١ ص ٢٥٤)
جَواهرِ مُفارَقه
- (فلسفى) عقول و نفوس، عالم ما وراء طبيعت.
جَوءِ جَوء
- (نجومى) از ستارگان اجزاء سفينه.
جُود
- (فلسفى، اخلاقى) يعنى بخشش عرفا ميگويند: جود افاده چيزى است كه شايسته باشد بدون غرضى كه عايد