فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٢١
ج
جائِر
- (اصطلاح اخلاقى و اجتماعى) خواجه طوسى گويد: ارسطو مردمان ستمكار را در جوامع سه نوع ميدانست از اين قرار:
جائِرِ اصْغَر، جائرِ اعْظَم، جائرِ اوسَط
- جائر اعظم كسى بود كه ناموس الهى را منقاد نبود و جائر اوسط آنكه حاكم را مطاوعت نكند و جائر اصغر آنكه بر حكم دنيا رود و فسادى كه از جائر اصغر برخيزد غصب و نهب اموال و انواع دزدى است و خيانت بود و فسادى كه از جور آن دو مرتبت و دسته ديگر باشد اعظم از اين فساد يعنى فساد جائر اصغر بود.
(از اخلاق ناصرى ص ٩٩)
جابُرصا، جابُلقا
- (اصطلاحات فلسفى) در مصنفات شيخ اشراق آمده است كه «عالم الاشباح المجردة و هو الذى اشار اليه الأقدمون ان فى الوجود عالما مقداريا غير العالم الحسى لا يتناهى عجائبه و لا يحصى مدنه من جملة تلك المدن جابلقا و جابرصا و هما مدينتان عظيمتان لكل منهما الف باب لا يحصى ما فيها من الخلائق لا يدرون ان الله خلق آدم و ذريته و هو يحذو حذو العالم الحسى فى دوام حركة افلاكه المثالية و قبول العنصريات و مركباته».
(از مجموعه دوم مصنفات ص ٣٣٤) «و هذه احكام الاقليم الثامن الذى فيه جابلقا و جابرصا».
(از مجموعه دوم مصنفات ص ٢٤٥) و بنا بر اين مراد از جابلقا و جابرصا عالم اشباح مثاليه است كه اشباح مجرده هم گويند.
جاثى
- (اصطلاح نجومى) و نام صورتى است از صور كواكب كه بنام راقص هم خوانده شده است.
(از صور الكواكب ص ٥٩)
جاحِظيَّه
- (اصطلاح كلامى) فرقه از معتزلهاند از اصحاب عمرو بن بحر الجاحظ كه گويد همه معارف ضرورى است و اراده هر- كس عبارت از علم اوست بفعلش و اجسام را طبايع مختلف است و آنها را آثار مخصوصه است و جواهر قابل تبديل نمىباشد و اعراض در معرض تبدلند و جواهر همچنان بحال خود باقىاند و آتش اهل خود را جذب ميكند و بالجمله معارف بكسب نيست و ضرورى است و افعال انسان بطبع ازو صادر ميشود (از