فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٩٧ - ت
٣٥- ٣٦).
تَنْوين
- (اصطلاح ادبى) عبارت از نونى است كه تلفظ ميشود و در كتابت بصورت حركات دوبل نوشته شود. و علامت اعراب است و سه قسم است تنوين نصب، مانند «يومئذ- حينئذ» و تنوين مقابله در جمع مؤنث سالم كه در مقابل نون جمع است و تنوين ترنم كه در آخر ابيات درآيد (از الهدايه ص ٢١٢).
تِنّين
- (اصطلاح نجومى) و يكى از صور كواكب ثابته بود كلمه تنين يعنى اژدها و جمعى از ستارگان را گويند كه گرداگرد قطب شمالى فلك البروج برآمدهاند و بر سر او چهار كوكب است كه آن را عواء خوانند و داراى ٣١ ستاره است.
تَوأَمَيْن
- (اصطلاح نجومى) و دو صورت بود از صور كواكب شامل ١٨ ستاره از صورت و هفت ستاره خارج صورت و آن بصورت دو انسانى بود كه دو سر آنها و كواكب آنها در طرف شمال و مشرق كهكشان است و پاى آنها بطرف جنوب و مغرب و واقع در خود كهكشان است.
در حقيقت به شكل دو انسان است كه توام بوده باشند.
و آن را توأمان الجوزاء هم گويند و گفتهاند كه عربان آن را به شكل دو طاوس رسم نمايند و مصريان قديم به شكل ديگر.
تَوابِع
- (اصطلاح ادبى) و توابع عبارتند از بدل، تأكيد، عطف بيان، عطف بحرف و صفت رجوع بهر يك از اين كلمات شود.
تَواتُر
- (اصطلاح درايه و حديث) تواتر در لغت پى در پى آمدن، و آمدن يكى پس از ديگرى است با فترت و فاصله ميان آن دو، خبر متواتر خبرى است كه جماعتى آن را نقل كنند كه راويان در كثرت بحدى باشند كه عادة محال باشد اتفاق و توطئه آنها بر كذب و بالجمله از اخبار آنها علم به صحت خبر حاصل شود و اين گونه روايت حجت است.
تر بر دو قسم است تواتر لفظى و تواتر معنوى، هر گاه اخبار متكثره منقوله در وقايع همه از لحاظ عبارت و لفظ و نقل واقعه يكنواخت باشند تواتر لفظى است و اگر هر يك امرى را بيان كنند و از موضوعى خبر دهند و لكن هر يك مشتمل بر معنى مشتركى باشند به تضمن يا بالتزام و بعبارت ديگر قدر مشتركى داشته باشد، تواتر معنوى است در تواتر عده نقلكنندگان مضبوط نشده است و معيار حصول علم است و آن در موارد مختلف فرق ميكند گاهى چهار نفر اگر خبرى را نقل كنند از آن علم حاصل ميشود و گاه از نقل صد نفر هم علم حاصل نمىشود.
(از قوانين ص ٤٢٦- كشاف ج ٢ ص ١٤٧١ معالم ص ١٨٤- درايه ص ٩).
تَواجُد
- (اصطلاح عرفانى) تواجد طلب و جد است و بعضى گويند اظهار حالت وجدست بدون وجد، تواجد از جهت معنى نزديك به تساكر است و تشبيه به اهل وجد و سكر است.
در دستور العلماء است: كه تواجد استدعاء وجد است از روى تكلف بنوعى از اختيار و صاحب آن را كمال وجد نباشد.
بابا طاهر عريان گويد: تواجد حركت كردن واجد است بسبب مشاهده وجود و تواجد آنست كه حركت واجد باختيار