فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٧٨ - ت
را حاصل است، پس چنانكه مؤمن با اين شرائط مخاطبست كافر نيز هم مخاطب باشد.
و آنكه عبادت كافر از وى صحيح نباشد با كفر، لازم نيايد كه مخاطب نباشد بعبادات شرع. و وجود كفر مر كافر را، چون وجود حدث است مر محدث را، كه با وجود حدث نماز صحيح نيست. پس چنانكه بر محدث واجب است كه طهارة كند تا نماز از وى صحيح باشد، بر كافر نيز واجب است كه ايمان آرد تا عبادات از وى صحيح باشد.
و چون خداى تعالى ميفرمايد: كه يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ و كافر در اين خطاب داخل است، پس عبادت برو واجب باشد.
اگر گويند: كه اگر بر كافر عبادت واجب بودى، قضاى نماز و عبادات ديگر چون اسلام آرد بر وى واجب بودى، و چنين نيست.
جواب گويند: كه وجوب قضا تابع وجوب ادا، نيست بلكه آن بدليلى ديگر معلوم باشد، كه قضا اگر تابع ادا بودى بايستى كه چون نماز جمعه فايت شود قضاى آن واجب باشد، و بر زن حائض قضاى نماز ايام حيض واجب باشد، و نيست. پس معلوم شد كه وجوب قضا تابع وجوب ادا نيست.
و اعتقاد كرده كه خداى تعالى تعالى تكليف ما لا يطاق نكند، زيرا كه تكليف كردن كسى را بچيزى كه وى نتواند و بر آن قادر نباشد قبيح باشد، و خداى تعالى قبيح نكند.
چنانكه عاجزى بر جاى بمانده را تكليف دويدن كردن، و نابينا را تكليف نوشتن كردن، و اين در وسع و قدرت ايشان نيست، پس تكليف بدين قبيح بود.
(رجوع شود به معتقد الاماميه، ٣٧- ٣٩)
تكميل
- (اصطلاح بديعى) و آنست كه متكلم پس از اداى مقصود چنان داند كه آنچه گفته است كلام را بكمال نرسانده پس براى مزيد بيان معنى ديگرى بياورد.
معزى گويد:
فكند رمح تو در ساعتى از آن مردم
ربود تيغ تو در لحظه از آن لشكر
هزار جوشن و تن در ميانه جوشن
هزار مغفر و سر در ميانه مغفر
شده است باغ پر از رشتههاى در خوشاب
شده است راغ پر از تودههاى عنبر ناب