فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٦٥ - ت
و تأويل و معنى هر سه يكى است.
در روايات صحيح آمده است كه تفسير قرآن جائز نيست مگر وسيله اخبار نص و يا ظاهر. جمعى از محققان در تفسير قرآن گفتهاند كه عبارت از كشف معانى قرآن و بيان مراد از آن است و تأويل غالبا در جملات است.
تفسير يا در بيان الفاظ غريب است و يا در مقام بيان الفاظ مجمل است. مانند اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و يا در كلامى است كه متضمن قصهاى است از قصص كه نياز به بيان و شرح كامل دارد.
بعضى گويند: تفسير بوسيله روايات و نقل است و تأويل از راه درايت و اجتهاد و استنباط است.
عدهاى ديگر گويند آياتى از قرآن بيانكننده مجملات است و همان طور اخبار مبين مجملات است و در تفسير اجتهاد و استنباط راه ندارد و تنها بايد مستند اخبار و آيات باشد.
اينان گفتهاند: علاوه بر اينكه اخبار و احاديث مفسر آيات است آيات قرآن نيز بعضى مفسر بعضى ديگر است لكن تأويل بر اساس اجتهاد، استنباط عقلى و يا ذوقى است.
از حضرت رسول اكرم روايت شده است كه فرمودند: ان القرآن ذلول ذو وجوه فاحملوه على احسن الوجوه. بنا بر اين راه تأويل باز ميشود. (رجوع شود بمقدمه تفسير مجمع البيان).
مجموعه امورى را كه در مقام كشف قرآن بكار آيد علوم قرآنى ناميدهاند كه جداگانه در هر مورد بحث شده است. و علمى كه در آن از كيفيت نزول آيات و شئون آنها بحث ميشود و قصص و داستانهاى قرآن را بيان ميكند علم تفسير است. پس علم تفسير علمى است كه در آن بحث از نزول آيات قرآن و شئون آنها و قصص و اسباب نزول آيات مىشود و سپس بيان ميشود كه ترتيب هر يك از سورهها و آيات چگونه است. كدام مكى و كدام مدنى، كدام يك از آيات محكم است و كدام متشابه، كدام ناسخ و كدام منسوخ. كدام خاص و كدام عام است. كدام مطلق و كدام مقيد. كدام مجمل و كدام مبين است و بيان ميشود كه كدام آيه مبين حلال و كدام آيه مبين حرام است. كدام متضمن وعد است و كدام حاوى وعيد. امر كدام است. و نهى كدام. زيرا روشن است كه قرآن بعنوان دستور العمل براى بندگان بوسيله بزرگ مرد روزگار پيامبر اسلام بعنوان وحى آمده است و بدين جهت است كه هر پيغمبرى بزبان قوم و ملت خود گو يا شد و خداى تعالى فرمودند: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ. و فرمود: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ» من يك انسانى هستم مانند شما و برگزيده شدهام از ميان شما تا شما را بزبان خودتان هدايت كنم.
در تفسير ظاهرى يعنى بيان معناى مطابقى و تضمنى آيات قرآن مجيد. آنچه لازم است امورى است كه مربوط به زبان و ادبيات عرب است. از اين جهت است كه مفسران گفتهاند هر آن كس كه بخواهد معانى قرآن را درك كند علاوه بر ذوق كامل و كافى و استعداد سرشار بايد باصول و مبادى ادبيات عرب از صرف، اشتقاق، نحو، و معانى بيان آشنائى كامل داشته باشد و در فقه و قصص و داستان گذشتگان