فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٣٦ - ت
نفس است.
ابا الجلا گويد: تصوف حقيقتى است كه او را رسم و علامتى نيست.
حصرى گويد: تصوف صفاء سرّ است از كدورة مخالفت.
بابا طاهر گويد: تصوف زندگى بدون مرگ است و مرگ بدون زندگى است كه زنده شدن بحيات انسانى و مردن از حيات نفسانى است.
محمد بن على قصاب گويد: تصوف عبارت از اخلاق كريمه است.
و باز جنيد گويد: تصوف آنست كه بغير خدا بىعلاقه باشى.
رويم گويد: تصوف رهائى نفس است.
(از لمع ص ٢٥- شرح كلمات ص ٢٥) حريرى گويد: تصوف دخول در خلق خوب و عالى و خروج از خلق پست است.
و از جنيد نقل است كه فرمودند:
تصوف مبتنى بر هشت خصلت است: سخا، رضا، صبر، اشارت، غربت، لبس صوف، سياحت و فقر. (از اسرار التوحيد ص ٢٩٧- كشف المحجوب ص ٤١، ٤٣).
در شرح تعرف آمده است كه تصوف را ده ركن است: ١- تجريد ٢- فهم سماع ٣- حسن عشرت ٤- ايثار ايثار ٥- ترك اختيار ٦- سرعت وجد ٧- كشف از خواطر ٨- زيادى اسفار ٩- ترك اكتساب ١٠- تحريم ذخيره كردن.
و بالجمله تعاريفى چند براى تصوف شده است كه بعضى از آنها را ذيلا متذكر ميشويم.
١- تصوف عبارت از گرفتن حقايق و گفتن دقايق است و نوميد شدن از آنچه هست در دست خلايق، ٢- تصوف همه ادب است، ٣- تصوف اصطفاء است، ٤- تصوف آنست كه در عالم باطن هيچ نگويد، ٥- تصوف اندك خوردن است، و با خداى آرام گرفتن، ٦- تصوف ذكر است باجتماع و وجد است باستماع، ٧- با خدا بودن و بىعلاقه بغير بودن، ٨- امانت نفس است ٩- فنا است، ١٠- صفاى اسرار است، ١١- عمل كردن برضاى حق است، ١٢- معتكف بودن بر در دوست است، ١٣- صبر است، ١٤- عطاست، ١٥- نورى است از حق، ١٦- طرد نفس است، ١٧- صفوت است، ١٨- آرزوست، ١٩- حسن خلق است، ٢٠- افعال نيكوست، ٢١- حريت است، ٢٢- فتوت است، ٢٣- ترك شهوات است، ٢٤- حالت خاصى است كه بنده را متوجه بحق كند، ٢٥- قرب بحق و بعد از خلق است، ٢٦- صفاء باطن است، ٢٧- ترك اخلاق ذميمه است، ٢٨- سير الى الله است، ٢٩- ارشاد خلق است، ٣٠- تحمل بلاست. (از كشف المحجوب ص ٤٥، شرح تعرف ج ٣ ص ٩- مقدمه نفحات).
پاره از كلمات مشايخ: التصوف ترك التكلف التصوف اليوم اسم بلا حقيقة و قد كان قبل حقيقة بلا اسم التصوف هو الحرية و الفتوة و ترك التكلف و السخاء، التصوف الاخلاق الرضيه التصوف حسن الخلق.
التصوف استقامة الاحوالى مع الحق التصوف كله آداب الاوقات ليس التصوف رسوما و كله اخلاق.
التصوف رويه الكون بعين النفس التصوف صفاء السر.
تَعْزير
- كيفرى است كه شرع مقرر داشته است در مقابل اعمال ناروا و آن از