فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٢٧ - ت
از لحاظ مراتب وجودى يكسان نمىباشند و هر يك در مرتبت خاصى قرار گرفتهاند كه از لحاظ شدت و ضعف متفاوتاند بعضى از لحاظ وجودى مقدم و بعضى مؤخر و همين طور از لحاظ كمى و كيفى و غيره متفاوتند.
در هر حال تمام موجودات عالم يك وجوه مشتركى دارند و وجوه امتيازى و همان ما به الامتياز است كه در انواع و افراد نوعى و صنفى موجب تشكيك است و هر فردى از نوعى را موجود جدا از ساير افراد هم نوع خود نشان ميدهد و تشكيك بهمين اعتبار گفته ميشود.
(رجوع شود به اسفار ج ٢ ص ١).
تَشْكيكِ اتّفاقى
- (اصطلاح فلسفى) اين اصطلاح را آخوند ملا صدرا در مواردى بكار برده است و ظاهرا مراد او از اين نوع تشكيك نحوه تشكيك خاص است كه در وجود قائل است كه نه از قبيل تشكيك عامى است و نه خاصى و شايد نظر او اين باشد كه وجودات با آنكه در حقيقت نوعيه يكساناند در مراتب مشككاند و در عين اتحاد در نوع بكمال و نقص مشككاند و تشكيك آنها در مراتب آنها است و آن مراتب هم امور عدمى هستند و بنا بر اين در عين اتفاق در نوع مشكك ميباشند.
(از اسفار ج ١ ص ١٤).
قيصرى گويد: «و التفات فى افراد الوجود ليس فى نفسه بل فى ظهور خواصه من العلية و المعلولية».
(از شرح قيصرى ص ٩).
تَشْكيكِ خاصّ
- (اصطلاح فلسفى) تشكيك را در موردى خاصى ميگويند كه ما به الاختلاف در آن عين ما به الاتحاد باشد و اختلاف در مراتب ذات باشد نه بامور زائده بر ذات.
تَشْكيك عامى
- (اصطلاح فلسفى) تشكيك را در موردى عامى گويند كه ما به الاختلاف در آن غير ما به الاتحاد باشد و در حقيقت تشكيك بامور زائد بر ذات باشد از قبيل عوارض و قوابل.
تَشْميت
- دعاى بخير و بركت بود و آن بود كه بكسى كه عطسه كند گويند «يرحمك الله» و يكى از سنن اسلامى است (از الفقه ج معاملات ص ٥٥).
تَشْنِگى
- (عرفان) احكام تواضع را گويند اعم از آنكه از جانب مطلوب بود يا طلب (اصطلاحات فخر الدين).
مولانا گويد:
تشنگان گر آب جويند از جهان
آب هم جويد بعالم تشنگان
چونكه عاشق اوست تو خاموش باش
او چو گوشت ميدهد تو گوش باش