فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٥٨ - ب
و بالجمله مراد دلائل و شهود است و گويند «البينة من المدعى و اليمين على من انكر» «البينة حجة شرعية» (قواعد شهيد ص ١٨٩). رجوع به (كشاف ج ١ ص ١٧٢- شرح لمعه ج ١ ص ٢٠٩) شود.
بُيْهَشِيَّه
- (اصطلاح كلامى) فرقه از خوارج اصحاب بيهش بن جابراند كه گويند ايمان عبارت از اقرار و علم باللّه و بما جاء به الرسول است كسى كه حلال و حرام را نداند كافر است و علم به محللات و محرمات واجب است. (از كشاف ج ١ ص ١٣٩).
بَيْعَت
- (اصطلاح عرفانى) بيعت عبارت از تسليم مريدست به شيخ كامل كه وظائف و دستورات شيخ را بطور كامل اجرا كند و طريق آن مختلف و متفاوت است و در حديث است كه با حضرت رسول هفت مرتبت بيعت كردند، پنج بيعت براى طاعت و دو بيعت براى محبت و اين بيعتهاى هفتگانه بازاء اطوار هفتگانه قلب است.
بيگانه
- كسى كه مشرف نشده است و در مقام سير و سلوك برنيامده، قدم در راه طريقت ننهاده است (كشاف ص ١٥٥٤).
بيگانگى
- (اصطلاح عرفانى) بيگانگى استغناى عالم الوهيت را گويند كه به هيچ چيز و به هيچ وجه مفتقر نيست و به هيچ چيز مماثلت و مشابهت ندارد (كشاف ص ١٥٥٤)
. بىنشان
- (اصطلاح عرفانى) مقام بىاسمى است و مقام فنا است و ذات خدا را نيز گويند:
عطار گويد:
اى بىنشان محض نشان از كه جويمت
گم گشت در تو هر دو جهان، از كه جويمت
در بحر بىنهايت عشقت چو قطره
گم شد نشان بنشان از كه جويمت