فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٣٢ - ب
گردد و حكيم او را قدسيه نامد (از رسائل نعمت اللّه ج ٣ ص ١٤).
و نيز بدان قوه شخص حقايق و بواطن اشياء را دريابد و بيند همان طورى كه نفس بوسيله چشم صور و ظواهر اشيا را بيند.
خواجه عبد اللّه گويد: بصيرت چيزى است كه رهائى بخشد تو را از حيرت و بطريق صواب رهبرى كند «قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي».
و بالاخره غفلات بندگان را كم كرده و آنها را بينا بحقايق و طرق الى اللّه مينمايد و گاه بصائر گفته ميشود و مراد قلوب است «و عميت بصائر هم عن الحق».
و مراد از بصيرت گاهى كشف است و علم بكل ما جاء به النبى كه درجه اول است و درجه دوم بينائى و علم باقدار و اسرار قدر حق است و اسرار تفرقه بين اسرار و ابرار است كه كسى كه كامل شود و بصيرت او تمام، افعال را مشاهده كند از هدايت و اضلال و طاعت و عصيان و غيره و در درجه سوم عبارت از حق- اليقين است كه ثمره آن اعراض از مخلوق و كشف حقايق و عرفان حقيقى است و فراست صادقه است.
بَصرِيَّه
- (اصطلاح كلامى) منسوب به حسن بصرىاند كه از متكلمان بزرگ عالم اسلام است.
(از طرائق جزء دوم ص ٢٧)
بَطحْ
- (اصطلاح ادبى) بطح، بفتح باء و سكون طاء نزد قراء عبارت از اماله است (از كشاف ج ١ ص ١٢٦).
بَطْنُ الْحوْت
- (از اصطلاحات نجومى است) نام بيست و هشتمين منزل است از منازل قمر و آن كوكبى بود نيكو روشن و تابنده.
بُطَيْن
- (بضم باء) (از اصطلاحات نجومى است) و دومين منزل از منازل ٢٨ گانه قمر بود و علامت آن سه- ستارهايست از قدر اوسط قدر رابع و گويند كه موقع بطن حمل است و مشابه آن سه ستاره بود كه واقع بر بطن حوت است و چون خردتر از بطن حوت بود بطين به صيغه تصغير خوانند.
(از بيست باب ملا مظفر)
بَعْث
- (اصطلاح فلسفى و عرفانى) بعث يعنى برانگيخته شدن و برخاستن از خواب و بيدار شدن و فرستادن و تهييج شدن و وادار كردن بر كارى و يوم البعث يعنى روزى كه مردگان زنده شوند و از خواب بيدار و از قبر بپا ايستند.
كلمه بعث و حشر و معاد بيك معنى آمده است و حشر عبارت از حشر اموات بعد از مرگ ميباشد و اختلافات و عقايدى كه در مورد معاد هست در محل خود بطور خلاصه شرح داده ميشود اكنون بطور اجمال اقوال و عقايدى كه در مورد حشر اموات بعد از مرگ اظهار شده بطريق زير ميشماريم:
الف- قول باين كه معاد و حشر جسمانى است.
ب- قول باين كه معاد و حشر روحانى است كه نظر اكثر فلاسفه است كه ميگويند