فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٢٧ - ب
الف- آنچه جزئى نداشته باشد نه جزء عقلى و نه خارجى و بالجمله چيزى كه هيچ نوع تركيبى در آن راه نداشته باشد نه تركيب علمى و نه وصفى و نه خارجى و نه ذهنى و نه عينى خارجى و نه مقدارى و بالاخره بسيط الحقيقة باشد و اين چنين موجودى ذات حق است كه «البسيط الذى لا تركيب فيه اصلا لا يكون علة لشيئين».
ب- آنچه از اجسام مختلفة الطبايع تركيب نيافته باشد مانند افلاك كه هر يك را طبيعت نوعيه جداست و عناصر در حال خلوص و محوضت.
ج- آنچه اجزائش نسبت به غيرش كمتر باشد كه بسيط اضافى هم ميگويند.
د- آنچه وجود محض باشد و مركب از وجود و ماهيت نباشد و يا وجود آنها بر ماهيت آنها غالب باشد مانند مجردات.
ه- آنچه جسم و جسمانى نباشد مانند عقول و نفوس.
در هر حال كلمه بسيط مقابل مركب بوده و معانى مختلفى دارد مثلا هر گاه گفته شود «العناصر الاربعة البسيطة» مراد عناصر اربعه است در حال خلوص و محوضت و هر گاه گفته شود «اجزاء اوليه عالم بسائطاند» مراد عناصر و طبايع افلاك است و مراد از حركت بسيطه حركت مستديره است و مراد از «جوهر بسيطه» جزء لا يتجزى است و يا ذرات و جواهر فرد است و مراد از «اجسام بسيطه» افلاك و كواكب و سماويات ميباشند و مراد از «اعضاء بسيطه» قلب و دماغ و كبد ميباشد و مراد از «ادراك بسيط» علم فطرى موجودات است بمبدأ خود كه علم بسيط گويند از آن جهت كه عالم بعلم خود نمىباشند و هر گاه گفته شود «صور مجردة بسيطه» مراد صور مجرده از اشياء است نزد عقل و صور علميه اشياء است در ذات حق.
(از اسفار ج ١ ص ١٥٣- ج ٣ ص ١٥٢- شفا ج ١ ص ١١٤، ١٦٣- ١٦٤، ١٦٩، ١٨٧ و اسفار ج ١ ص ٢٦- شفا ج ١ ص ٣٥٦- و اسفار ج ٣ ص ١٥٤- اسفار ج ١ ص ١٦٢- ش ص ٢٣٥- اسفار ج ٢ ص ٢٠ و ١٧٩- شفا ج ١ ص ٣٨١) ابن رشد گويد: «البسيط يقال على معنيين احدهما ما ليس مركبا من اجزاء كثيرة و هو مركب من صورة و مادة و بهذا يقولون فى الاجسام الاربعة انها بسيطة و الثانى يقال على ما ليس مؤلفا من صورة و مادة مغايرة للصورة بالقوة و هى الاجرام السماوية لا يبعد أن توجد أجزاؤه مختلفة الطبايع».
(تهافت التهافت ص ٥ و رجوع شود به تفسير ص ١٦٠٣ و ١٢٢٧، ١٢٢٩، ١٦٠٣- دستور ج ١ ص ٢٤٨)
بَسيطا
- (اين اصطلاح نجومى و گاهشناسى است). و سال غير كبيسه يهوديان بود و سال كبيسه را عبورا گويند.
رجوع شود به عبورا
بَسيط حَقيقىّ
- (اين اصطلاح فلسفى است) بسيط حقيقى يعنى موجودى كه به هيچ وجهى از وجوه جزئى ندارد اگر چه اعتبارى هم باشد در برابر بسيط مجازى كه از وجهى يا وجوهى بسيط نمىباشد اگر چه اعتبارى هم باشد.