فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٦٥ - الف
مطلق و فضيلة و ثبات آمده است.
و نزد اهل شرع تصديق «بكل ما جاء به النبى» است و اركان و مظاهر آن اقرار بلسان و تصديق بدل و عمل به اركان بود.
حضرت رسول فرمودند
«الايمان بضع و تسعون بابا اعلاها شهادة آن لا اله الا اللّه و ادناها اماطة الاذى عن الطريق»
(شرح تعرف ج ٣ ص ٣٦).
و در اين مورد سخن بسيار است معتزله جمله طاعات را علمى و عملى ايمان گويند.
و گويند كسى كه گناهى مرتكب شود از ايمان خارج شود.
خوارج نيز ارتكاب گناه را موجب خروج از ايمان دانند.
گروهى گويند ايمان عبارت از گفتار بزبان است و بس، گروهى گويند ايمان معرفت بحق و ما جاء به النبى است.
و گروهى از متكلمان ايمان را تصديق تنها پندارند (لمع ص ٣٣٧) بعضى از مشايخ گويند «الايمان هو ان يكون كلك مجيبا فى الدعوة مع حذف خواطر الانصراف عن اللّه بسرك فيكون شاهدا لما له غايبا عما ليس له» و گفتهاند «الايمان تصديق و اعتقاد و الاسلام خضوع و انقياد» (شرح تعرف ج ٣ ص ٤١).
حضرت رسول فرمودند ايمان عبارت از تصديق بما جاء به النبي و تصديق كتاب و فرشتگان و رسولان حق است. (كشف المحجوب ص ٣٦٨) محمد حنيف گويد: ايمان تصديق دل است بآنچه خداى متعال از غيب خبر داده است.
(كشف المحجوب ص ٣٦٨- ٣٧٣) گروهى گويند: كه قول و تصديق و عمل، ايمان است.
گروهى گويند قول و تصديق است.
و گروهى گويند ايمان را اصلى و فرعى است اصل آن تصديق بدل باشد و فرع آن مراعات امر و هر كه را طاعت بيشتر بود امن او از عقوبت زيادت بود و بنا بر اين علت امن و ايمان مراعات اوامر و طاعات باشد.
گروهى گفتند كه علت امن از عقوبت معرفت است نه طاعت و اگر طاعت بدون معرفت باشد سود ندارد و اگر معرفت بدون طاعت باشد عاقبت بنده را نجات باشد.
(كشف المحجوب ص ٣٦٨) چنانكه حضرت رسول فرمودند نجات نيابد كسى از شما بعمل خود، سؤال شد و نه تو يا رسول اللّه؟ فرمودند:
و نه من مگر آنكه خداى بمن ترحم كند كه عمل بىمعرفت مكر است و فسون.
و ايمان فعل بنده باشد بهدايت حق مقرون «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً» و بر اين اصل گروش هدايت حق باشد. و گرويدن فعل بنده بود و علامت آن اعتقاد بتوحيد است.
(كشف المحجوب ص ٣٧١) در دستور العلماء است كه ايمان نورى