فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٤٨ - الف
اهْلُ السُّنَة
- اين اصطلاح در كلام اطلاق بر اشاعره شود كه در تمام موارد پيرو سنتاند و حسن و قبح عقلى را قبول ندارند.
اهْلِ شُرْب
- (اصطلاح عرفانى) سكران را اهل شرب خوانند كه اهل غلبه وجد است رجوع به شرب شود.
اهل شَريعَت
- (اصطلاح عرفانى و كلامى) رجوع شود به شريعت و طريقت.
و (مصباح الهدايه ص ١١٥)
اهلِ شُهُود
- رجوع شود به شهود و (شرح گلشن راز ص ٥٤٤، شرح منازل ص ٥٧).
اهلِ صُحْبَت
- (اصطلاح عرفانى) اهل صحبت اميران بهشتاند.
(تفسير ص ٧٧٠)
اهلِ صُفَه
- (اصطلاح عرفانى) كسانى بودند كه در زمان حضرت رسول در مسجد النبى صفه را گزيدند و در آنجا مسكن كردند و آنان اهل رياضت بودند كه مستقيما از معدن نبوت كسب فيض ميكردند و در بيان وجه تسميه صوفى بيايد كه وجهى آنست كه اصلش صفهاى باشد و منسوب به اهل صفه باشد.
و آنچه مشهور است اهل صفه عبارتند از: بلال، ابو عبيده، ابو يقظان، عمار ياسر، عبد اللّه مسعود، عتبة بن مسعود، مقداد بن اسود، عتبة بن غزوان، زيد بن خطاب، ابو كبشه و عده ديگر.
(شرح تعرف ص ٣٨ ج ١- كشف المحجوب ص ٩٧)
اهلِ صَوْمَعَه
- (اصطلاح عرفانى) اهل خانقاه و اهل شريعت و آن فروتر از مقام خراباتيان است.
عراقى گويد:
خراب كوى خرابات را از آن چه خبر
كه اهل صومعه را بهترين مقاماتست
اگر چه اهل خرابات را، ز من ننگست
مرا نصيحت ايشان بسى مباهاتست
كسى كه حالت ديوانگان ميكده يافت
مقام اهل خرد نزدش از خرافاتست