فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٣٢ - الف
امورى است از آراء و قواعد عمومى كه در هر امرى ميتواند برهان واقع شده و يا مستند واقع شود مثل اين امر كه مثلا گفته ميشود هر مقدمه بناچار يا موجبه است يا سالبه.
(تفسير ص ٢٢٧) و اوائل معرفت مقدمات معرفت است اول الاجناس، جنس عالى است، اول موجودات مبدأ آنها است، اول مكان، ابتداى آن است «الاول سبحانه هو الذى يعلم طبيعة الموجود بما هو موجود باطلاق الذى هو- ذاته».
(تفسير ص ١٧٠٨ و رجوع شود به ٢٢٧، ٢٩٩، ٣٤٥، ١٥٨٤ و رسائل جابر ص ٣٤).
اوائِل فِى الْعُقُول
- (اصطلاح منطقى) مراد معقولات اول است رجوع شود به معقول.
گاهى تعبير به اوائل عقول شود و گاهى اوائل فى العقول در هر حال منظور بديهيات اوليه است كه همه مردم در احساس و ادراك آنها يكنواختاند.
(رجوع شود به رساله چهارم از رسائل اخوان الصفا ص ٣٥١ و ملل و نحل ابن حزم اندلسى ج ١ ص ٦ چاپ مصر ١٣١٧).
اوائِلُ امَّهات بَسائِطْ
- اين اصطلاح هم در علوم غريبه بكار ميرود و هم در فلسفه. منظور حرارت، برودت، رطوبت و يبوست است.
(از رسائل جابر ص ١٦)
اوْباشى
- (اصطلاح عرفانى) اوباشى ترك ثواب است هم از كردن طاعت و هم از اجتناب معصيت در غلبه محبت و باك نداشتن از هر چه پيش آيد و كند و گويد در غلبات سلوك (اصطلاحات فخر- الدين ضميمه ديوان)
اوْتاد
- (اصطلاح عرفانى) چهار نفرى كه در چهار جهت دنيا هستند و بمنزله چهار ركن عالمند و بواسطه اين چهار نفر است كه خداوند جهان را محفوظ ميدارد و آنها را اوتاد نامند، در كشاف آمده است كه: آنكه در مشرق است نامش عبد الرحمن و آنكه در مغرب است نامش عبد الودود و آنكه در جنوب است نامش عبد الرحيم و آنكه در شمال است نامش عبد القدوس است و هر گاه يكى از آنها فوت كند نايبى بجاى او بنشيند و آنها چهار ركن عالم معمورهاند و ازين جهت اوتاد گويند.
بعضى گويند آنكه در مغرب است عبد العليم و آنكه در مشرق عبد الحى است و آنكه در شمال عبد المريد است و آنكه در جنوب است عبد القادر است (كشاف ص ١٤٥٤).
عراقى گويد
هفت فرزند تو كه اوتادند
هر يكى غوث هفت كشور باد
قطبشان صدر صفه ملكوت
كه مقامش ز عرش برتر باد