فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٩٠ - الف
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ ديگر زنان نزديك مردان امانتاند كه حضرت رسول فرمود
«اخذتموهن بامانة اللّه»
. سه ديگر مالى كه نزد وى بنهى يا سرى كه با وى بگوئى كه فرمود «فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ» و آن چيزى كه در آخر عهد اسلام از دين حقيقى بكاهد و روى در حجاب بىنيازى كشد امانت بود كه فرمود
«اول ما تفقدون من دينكم و آخر ما تفقدونه الصلاة»
اين شرح از روى ظاهر است اما از روى اشارت و بر مذاق جوانمردان طريقت:
امانتها يكى اسلامست در صدر بنده نهاده، ديگر ايمان در فؤاد بنده تعبيه كرده سوم معرفت در قلب نهاده، چهارم محبت در سر پنهان كرده و هر يك از اين امانت خيانتى در آن گنجد.
در صدر وسوسه گنجد از جهت ديو، در فؤاد شبهت گنجد از جهت نفس، در قلب زيغ شود از جهت هوا، در سر فرشته شود و ديدار فريشته در تعبيه سر خيانت است در امانت.
دست ديو، از صدر كوتاه كن بذكر حق، دست نفس از فؤاد كوتاه كن بسلاح مجاهدت، دست هوا از قلب كوتاه كن به تسليم، دست فريشته از سر كوتاه كن بغيرت كه غيرت شرط دوستى است، گهى مهر پرده بردارد تا رهى در شادى و رامش آيد، گهى غيرت پرده فرو گذارد تا رهى در خواهش آيد، گهى مهر در بگشايد، تا رهى بعيان مينازد گهى غيرت در بندد، تا رهى در آرزوى عيان.
كسى كو را عيان بايد
خبر پيشش محال آيد
چو سازد با عيان خلوت
كجا دل در خبر آيد