فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٤٦ - الف
كه پيش شدن و سپس شدن او چندان نيست كه حس را پديد آيد.
پانزدهم روز از ماه نيسن فُسحا خوانند. و اين آن روز است كه بنى اسرائيل از مصر بيرون آمدند و گريختند و رسته شدند از بندگى، و قربانها كردند چنانك ايشان را فرموده آمد. و اين نخستين روز است از هفت روزى كه فطيرخواران خوانند. و جهودان را نشايد كه بدين هفت روز خمير خورند يا ببنگاه دارند. و بآخرين روز ازين هفت، فرعون بدرياى سوب كه او را قلزم خوانند غرقه شد. و اين روز را كس خوانند.
ششم روز از ماه سيوان را عنصرتا خوانند. و حجى است از حجهاى جهودان بر تو را. و اين روز است كه خداى عز و جل تورات فرستاد.
و كبّور دهم روز است از تشرى.
و زين جهت گاهگاه او را عاشور خوانند. فاما نام كبور اندر زبان عبرى از كفارت گناهان است. و اين يك روز است بس كه بر جهودان روزه داشتن فريضه كرده آمد و هر ك روزه ندارد كشتن بر وى واجب شود. و اندازه اين روزه بيست و پنج ساعت است. و ابتدا كنند روز نهم پيش از آفتاب فرو شدن بنيم ساعت. و تمام شود چون آفتاب فرو شود روز دهم و نيم ساعت بگذرد، آنگه روزه بگشايند. و نشايد كه اين كبور روز يكشنبه افتد يا روز ٣ شنبه يا روز آدينه.
و مظله كه تفسير او سايه بود و بعبرى مطلى گويند هفت روز بود نخستينشان پانزدهم ماه تشرى. و هر هفت روز عيد كنند. و اندر آن روزها بزير سايه شاخها همىنشينند چون بيد و زيتون و نى و ماننده آن. زيرا ك ايشان را فرموده آمد كه منشينيد زير بامهاى خانه وز شاخ سايه داريد تا يادگار باشد از سايه ايزدى كه شما را با برداشت اندر بيابان تيه.
و عرابا كه تفسيرش بيد بود. و اين آخر روز است از هفته عيد مظال و بيست و يكم باشد از ماه تشرى. و اين نيز حجى است از حجهاى جهودان.
و تبريك عيدى است نام او از بركه بيرون آورده و سپس عرابا باشد بدو روز.
و عيد حنكه معنى آن بعبرى از پاك كردن و آراستن بيرون آمده است. و اين عيد هشت روز است. نخستين روزش بيست و پنجم ماه كسليو. و بنخستين شب يكى چراغ بيفروزند بر در خانه. و بدوم شب دو. و همچنان تا بهشتم شب هشت چراغ افروزند. و اين يادگارى است از آنكه ملكى بر ايشان غلبه گرفت و عروسشان را دوشيزگى ببردى پيش از اندر آمدن شوى. و آنجا هشت تن برادر يكديگر بودند كه خواهر ايشان را بشوى خواستند بردن. پس خردترين برادر ازين هشت برادر خود را زن ساخت و بدين ملك اندر آمد و او را بكشت و بيت المقدس را پاك كرد از فعل اوى.
و بورى نام او از قرعه و فال بيرون آورده است، و چهاردهم روز بود از آذار كه از پس او نيسن آيد. و نيز او را عيد مجله خوانند. و سبب او آنست كه هامان وزير احشويرش اى خسرو، بدراى بوده