فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٣٨ - الف
اعتصام بحبل اللّه است كه تصديق وعد و وعيد الهى و تعظيم اوامر خدا و انجام معاملات از روى يقين و انصاف است كه اعتصام عامه است كه مخصوص بدسته و طائفه نباشد و انقطاع از خلق و تمالك اراده و خوشرفتارى با خلق و ترك علائق دنيوى كه تمسك بعروة الوثقى و اعتصام خاصه است و مخصوص بخواص مؤمنان و اهل اللّه ميباشد نه عامه ناس و اشتغال بحق و باتصال و شهود او و تقرب جستن بذات احديت كه اعتصام خاص الخاص است زيرا اولين پايه ايمان تصديق بما جاء به الرسول و اطاعت اوامر و نواهى الهى است، و مرتبت دوم خدمت بخلق و توجه بعنايت حق كه مقام توحيد است و مرتبت سوم، قطع كمال علاقه از مردم دنيا و شهود حق است كه مرتبت فنا است كه در اين مرتبت ميان حق و عبد چيزى واسطه نماند.
اعتِقاد
- (اصطلاح فلسفى و كلامى) كلمه اعتقاد عبارت از اذعان قلبى و علم و يقين جازم است و در كشاف است كه اعتقاد را دو معنى است يكى حكم جازم كه قابل تشكيك است و ديگر حكم ذهنى جازم يا راجح كه شامل علم هم ميشود و قابل تشكيك نيست و در شرح بر تجريد خواجه است كه اعتقاد اطلاق بر تصديق بطور مطلق ميشود اعم از آنكه جازم باشد يا نه مطابق با واقع باشد يا نه ثابت باشد يا نه.
(كشف المراد ص ١٢٨- كشاف ج ٢ ص ٩٥٤) ابن رشد گويد اعتقاد مردم تابع موجود است نه آنكه موجود تابع اعتقاد آنها باشد.
(تفسير ص ٣٨٤)
اعتِكاف
- (اصطلاح فقهى و عرفانى) اعتكاف در لغت احتباس است و عكوف، اقبال بر چيزى است و در اصطلاح شرع وقوف در مسجد نبى و جامع و بيت اللّه است براى عبادت و آن را شرائط و احكامى چند است.
اعتكاف قيام بسر است بر حقيقت مراقبت كه سالك ايستادگى كند بسبب سر خود بر حقيقت مراقبت كه ديدهبانى كردن حقايق است.
اعتكاف عبارت از تخليه كردن خانه دل است از كثافات و رذائل و همان طور كه اگر مسجد پاك نباشد اعتكاف معتكف درست نباشد خانه دل هم اگر پاك نباشد اعتكاف درست نخواهد بود و حقيقت اعتكاف امساك و اثبات و اهلاك است كه وقوف با حق و امساك از جمله اغراض و اثبات حق و اهلاك باطل باشد.
(شرح كلمات بابا ص ١٧٣- ١٧٤) عطار گويد:
كه معتكفان كوى لاهوتيم
گه مستمعان استجاباتيم