فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١١ - الف
اصْحابِ حُدُوث
- كسانى كه قائل به حدوث عالماند.
(رسائل فلسفيه زكرياى رازى ص ٢٠٨) رجوع بحدوث شود.
اصْحابِ خَلَاء
- كسانى كه گويند مكان عبارت از بعد غير شاغل است و يا بعد غير شاغل و فارع را جايز دانند.
(مباحث المشرقيه ص ٢٢٢)
اصْحابِ دِلْ
- (اصطلاح عرفانى) كنايت از مردان خدا و سالكان الى اللّهاند.
اصْحابِ رُهُون
- (اصطلاح عرفانى) كسانى هستند كه مانند اهل تجارت اعمال خود را گرو پاداش گرفته و در مقابل اجر و مزد انجام دهند.
(الهداية الى فرائض القلوب ص ٢٢١)
اصْحابِ سِرّ
- (اصطلاح عرفانى) كسانى هستند كه از انظار پنهان بوده و در شأن آنها است كه «اذا حضروا لم يعرفوا و اذا غابوا لم يفقدوا و اذا شهدوا لم يستشاروا، و هم اخفياء اتقياء».
(شرح منازل ص ١٧٨).
اصْحابِ سَكِيْنَتِ كُبْرى
- (اصطلاح عرفانى) كسانى هستند كه دلهاى آنان منور است بانوار ملكوتى و بروق لامعه بنحوى كه ملكه آنها شده باشد و قلوب آنان آرامش يافته باشد در پرتو تجليات و فيوضات الهى. (حكمة الاشراق ص ٢٥٠) اصحاب شريعت- (اصطلاح عرفانى) پيروان شريعت را گويند، اصحاب شريعت ديگرانند و اصحاب طريقت ديگر، خادمان راه شرع جدايند. خلوتيان قرب و مشاهدات جدا. (عده ج ٤ ص ١٨٧)
اصْحابِ شُعاع
- (اصطلاح فلسفى) كسانى كه در مورد چگونگى حصول و ماهيت ابصار گويند. ابصار بواسطه خروج شعاع از بصر و وقوع آن بر سطح مبصرات حاصل ميشود.
(اسفار ج ٤ ص ٤٧) رجوع بابصار شود.
اصْحابِ شَقَاوَت (شِقَاوَت)
- (اصطلاح عرفانى) اهل جهنم را گويند.
(از حكمة الاشراق ص ٢٣٠)
اصْحابِ شمال (شِمال)
- (اصطلاح عرفانى) اصحاب شمال كسانىاند كه قلوب آنها مشحون باشد باخلاق پست و شهوات مهلكه.
اصْحاب صُفَّه
- (اصطلاح عرفانى) به فقرائى ميگفتند كه در مسجد النبى سكونت ورزيده به عبادت خدا اشتغال داشتند. و اينان فقراء امتاند و يا افرادى بودند كه در جنگها عضوى از اعضاء خود را از دست داده بودند و مهاجرانى كه از كار افتاده بودند.
در روايت آمده است كه: حضرت رسول اكرم در برابر اهل صفه بايستادند و نظرى به فقر و زحمت و رنج آنان از طرفى و پاكدلى آنان ز طرفى ديگر افكندند پس فرمودند اى اصحاب صفه شما را بشارت ميدهم، هر كس از امت من كه در وضع و حال و اوصاف نيك شما پا بر جا بماند و به وضع خود راضى بود در بهشت از همراهان من باشد.