فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٧ - الف
رجوع شود به فرهنگ مصطلحات عرفا تأليف نگارنده.
اسْلُوبُ اْلحَكِيْم
- (اصطلاح بلاغى) از اصطلاحات اهل معانى است و تعريفات آنها در اين مورد مختلف است و حمل كلام باشد بر خلاف مراد متكلم و آن اقسامى دارد از جمله ذكر اهم است از جهت تحريص و تحريض متكلم بر ترك اهم رجوع شود به (كشاف ج ١ ص ٦٩٧ دره نجفى ص ١٠٨).
و پاسخ است بغير آنچه سؤال ميشود مانند «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ»
اسْم
- (اصطلاح ادبى، عرفانى) در لغت نام باشد و لفظ دال بر چيزى باشد «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» و مقابل مهمل باشد و بالجمله لفظ مفرد موضوع بازاء معنى مستقل است كه مقرون بزمان نباشد و مسمى عبارت از آن معنائى است كه لفظ بر آن دلالت كند و علامت اسم اينست كه مسند و مسند اليه واقع شود و لام تعريف در آن داخل شود و تنوين پذيرد و تثنيه و جمع شود و مصغر و منادى واقع شود (از كشاف ج ١ ص ٧٨١- الهدايه ص ١٢٨).
و نزد اهل اللّه عبارت از ذات الهيه باشد با اعيان صفتى از صفات و تجلى از تجليات رجوع بفرهنگ مصطلحات عرفا شود. و اسم را حالات و انواع مختلف است.
و بالاخره در اصطلاحات صوفيه آمده است كه اسم عبارت از ذات است باعتبار اتصاف بوصفى از اوصاف و نعتى از نعوت و اسماء ذاتيه عبارت از ذاتست بوصفى كه اعتبار اتصاف ذات بآن وصف موقوف بر امرى غير از محض ذات نباشد (كنز الحقائق ص ١٥).
در لمع است كه اسم حرفى است كه براى راهنمائى معنى وضع شده است و مقصود از اسم بالعرض است نه بالذات و آنچه بالذات منظور است مسمى است نه اسم.
قيصرى گويد: حق تعالى را اسماء و صفاتى است بر حسب آنكه «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» و مظهر «لا يشغله شأن عن شأن» و شئونات و تجلياتى است در مراتب الهيت و او را بر حسب شئون و مراتب آن صفات، اسمائى است (و از لمع ص ٣٥٠).
ذات با صفت معينى از صفات و اعتبار خاصى از تجليات خود بنام اسم ناميده ميشود، مثلا رحمن ذاتى است كه براى آن رحمت است و قهار ذاتى است كه براى آن قهر است و اسماء ملفوظ عبارت از اسماء آنهاست، و اسم عين مسمى است و گاهى اسم بر صفت اطلاق ميشود.
قيصرى گويد: اسماء از جهتى منقسم بچهار قسمت ميشوند كه آنها را امهات اسماء گويند و عبارتند از اول و آخر و ظاهر و باطن كه جامع آنها «اللّه» و «رحمن» است و هر اسمى مظهرى از ذات حق است يا مظهر ازليت اوست و يا مظهر ابديت چنانكه اول مظهر ازليت است و آخر مظهر ابديت است ظهور او از اسم «الظاهر» است و بطون از اسم