فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٨ - الف
خلوص و تصفيه عمل است از تمام شوائب مانند ريا و عجب و كبر و آنچه حاجب حقيقت و مايه فساد عمل گردد از حظوظ نفسانى اعم از آنكه مبطل ذات عمل باشد و يا موجب تباهى روح و حقيقت اعمال گردد.
اين اصطلاح از آيه شريفه أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ و آيات ديگرى كه مفاد آن دورى كردن از ريا و خلوص نيت در اعمال و تصفيه باطن از عجب و ريا و خودنمائى در اعمال و عبادات است گرفته شده است، و گويند: الاخلاص هو الذى لا يقبل عمل عامل إلا به. (طبقات ص ٣٢٤).
در اسرار التوحيد است كه اخلاص «سرى» است از اسرار حق در دل و جان بنده كه نظر پاك او بدان سر است (اسرار التوحيد ص ٣٠٥- شرح منازل ص ٦٤) و گفته شده است كه معنى اخلاص خلوص نيت باشد.
جنيد گويد: اخلاص عبارت از اين است كه بنده از هر عمل و فعلى خدا را خواهد و آنچه يگانه بود و با چيزى آميخته نبود آن را «خالص» گويند و در لغت عرب «خلوص» بمعنى خروج باشد پس معنى اخلاص انفراد است و مرتبت اخلاص مرتبتى است كه از هر عملى خدا خواسته شود.
رويم گويد: اخلاص آنست كه چون عملى را انجام دهى نبينى و نگوئى كه من چه كردهام زيرا كه هر كه فعل را بيند خودبين بود و «خود بين خدا بين نباشد» و بالجمله مخلص كسى است كه ديدار خود را از فعل و از خلق بردارد. ابو عباس بن عطا گويد: عمل خالص آن باشد كه از آفات بيرون آيد و سلامت يابد.
يعقوب سوسى گويد: عمل خالص آن باشد كه فرشته نداند تا نويسد و شيطان نبيند تا فساد كند و نفس نبيند تا عجب آورد و بخدا پيوندد و خود را از غير خدا ببرد.
قرآن مجيد نبى مرسل را بصفت اخلاص ستايد و فرمايد «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ» و در اين آيه هم «مخلص» بفتح و هم «مخلص» بكسر قرائت شده است و باز فرمايد وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا (شرح تعرف ج ٣ ص ١٣٥- ١٣٦- قرآن سوره اعراف ٢٨ يوسف ٢٣ نساء ١٤٥).
در شرح كلمات بابا آمده است كه اخلاص عبارت از نسيان ملاحظات است كه هيچ امرى در مقام عبادات حق مورد نظر و لحاظ عبد نباشد (شرح كلمات بابا طاهر ١٧٢).
در كشاف آمده است كه «اخلاص» بكسر همزه اخراج خلق است از معامله با خدا يعنى طاعات خود را فقط براى خدا انجام دهد و تمام حركات و سكنات و قيام و قعود و افعال او براى ذات احديت باشد «إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» و قصد و نيت او للّه باشد (كشاف ج ١ ص ٤٣١).
سعدى گويد:
عبادت باخلاص نيت نكو است
و گر نه چه آيد ز بىمغز پوست