دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩ - ٣/ ٦ فضيلتهاى پراكنده
داشت، و به دانش او مرا شرافت بخشيد، به احكامش مرا بزرگى داد، و به وصيّتش مرا ويژه گردانْد و مرا به جانشينى در بين امّتش برگزيد و در حالىكه مهاجران و انصار، دور او را گرفته بودند و مجالس، انباشته از آنان بود، مىفرمود: «اى مردم! على نسبت به من، چون هارون نسبت به موسى ٧ است، جز آن كه پس از من، پيامبرى نيست».
مؤمنان به خدا، سخن پيامبر ٦ را فهم كردند؛ چون مىدانستند كه من، برادر تنىِ او، چون هارون نسبت به موسى ٧ نيستم و پيامبر هم نيستم كه پيامبرىاش به من منتهى شود؛ بلكه اين كلام و كار از جانب او، تعيين من به جانشينى بود؛ چنان كه موسى ٧ هارون را جانشين خود قرار داد، وقتى كه مىفرمايد: «در ميان قوم من، جانشينم باش و [كار آنان را] اصلاح كن و از راه فسادگران، پيروى مكن».
و چون كلام آن حضرت هنگامى كه گروهى گفتند: «ما مَوالىِ (ولايتپذيرانِ) پيامبر خداييم» و پيامبر خدا به حجّة الوداع رهسپار شد، آنگاه به غدير خم رسيد و فرمان داد تا برايش چيزى شبيه منبر بسازند و آنگاه بر آن برآمد و بازوى مرا گرفت، آنسان كه سفيدىِ زير دو بازويش پيدا شد و در اجتماع، صدايش را فراز آورد و فرمود: «هر كه من مولاى اويم، على، مولاى اوست. پروردگارا! دوست بدار آن را كه دوست مىداردش و دشمن بدار آن را كه دشمن مىداردش». بنابراين، دوستى خدا بر پايه دوستى من، و دشمنى خدا بر پايه دشمنى من است، و خداوند در آن روز، اين آيه را فرو فرستاد: «امروز، دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيين برگزيدم». بنابراين، ولايت من، كمال دين و خشنودى پروردگار است كه يادش بزرگ باد.
و خداوند تبارك و تعالى، براى ويژهسازىِ من و بزرگداشتى كه هديه من ساخته و تعظيم و تفضيلى كه پيامبر خدا به من بخشيده، اين آيه را فرو فرستاد: «آنگاه به سوى خداوند، مولاى حقيقىشان، برگردانيده شوند. آگاه باشيد كه داورى، از آنِ اوست و او سريعترينِ حسابرسان است». من فضايلى دارم كه اگر ياد كنم، بسيار بلند خواهد بود و مشتاق شنيدنش بسيار.