دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧ - ٣/ ٧ امام به شعر، خود را توصيف مىكند
دختر محمّد، آرامشبخش و همسرم است
كه گوشتش به خون و گوشت من درهم آميخته است.
فرزندان احمد، فرزندان من از فاطمه هستند
كدامينِ شما بهرهاى چون بهره من داريد؟
بر همه شما در اسلام آوردن، پيشى گرفتم
در كوچكى، آنگاه كه هنوز بالغ نشده بودم».
معاويه گفت: اين نامه را مخفى كنيد تا شاميان آن را نخوانند كه به على بن ابى طالب، روى خواهند آورد.
٣٦٩٧. تاريخ دمشق به نقل از زيد بن على: قريشيان در نشستى گِرد آمدند و به بيان افتخارات خود پرداختند تا آن كه به على بن ابى طالب ٧ رسيدند و به وى گفتند: اى ابوالحسن! بگو، كه همه يارانت گفتند. على ٧ فرمود:
خداوند به يارى كردن پيامبرش، ما را بزرگ داشت
و به دست ما پايههاى اسلام را برافراشت.
به وسيله ما پيامبر و قرآنش را عزّت بخشيد
و به پيروزى و پيشتازى عزيزمان داشت.
در هر رزمگاهى شمشيرهاى ما
جمجمهها را از كلّه دليران به پرواز درمىآورْد.
جبرئيل، مكرّر به خانههاى ما مىآمد
و فريضههاى اسلام و احكام را مىآورْد.
پس ما اوّلين حلالْشمارِ حلال او
و حرامْ شمارِ همه حرامهاى خداوند بوديم.
ما برگزيده همه ساكنان روى زمين
و نظام آن و زمامدار هر كاريم.