دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢١ - ٢/ ٤ ١٠ وصى من
را برآورده مىسازى، و بر پايه سنّت من مبارزه مىكنى.
٣٣٣٠. پيامبر خدا ٦ در توصيف على ٧: او برادرم، وصيّم، جانشينم در ميان امّتم در زندگى و پس از مرگم است. هركس او را فرمانبرى كند، مرا فرمان برده، و هر كه با وى همرأيى كند، با من همرأيى كرده است، و آن كه او را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است.
٣٣٣١. پيامبر خدا ٦: من، محمّد، پيامبر خدا و سرور پيامبرانم و پسر عمويم على، سرور اوصياست.
٣٣٣٢. پيامبر خدا ٦: اى على! بشارتت مىدهم؛ چرا كه جبرئيل به نزدم آمد و به من گفت: «اى محمّد! خداوند تبارك و تعالى به يارانت نگريست و پسر عمو و همسر دخترت فاطمه را بهترين يار تو يافت و وى را وصىّ تو و ادا كننده از طرف تو قرار داد».
٣٣٣٣. الأمالى، مفيد به نقل از جابر بن عبد اللّه بن حزام انصارى: خدمت پيامبر خدا رفتم و گفتم: اى پيامبر خدا! وصىّ تو كيست؟ [جابر گفت:] ده روز سكوت كرد و پاسخم را نداد. آنگاه فرمود: «اى جابر! آيا بدانچه پرسيدى، تو را پاسخ گويم؟».
گفتم: آرى، پدر و مادرم فدايت! سوگند به خدا، سكوت كه كردى، فكر كردم كه بر من خشم گرفتهاى.
فرمود: «بر تو خشم نگرفتم؛ بلكه منتظر چيزى بودم كه از آسمان برايم مىآيد. جبرئيل بر من فرود آمد و گفت: اى محمّد! پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىگويد: على بن ابى طالب، وصىّ تو و جانشين تو در كسان و امّت توست. دور كننده [منافقان و كافران و ...] از حوض تو و پرچمدار توست كه پيشاپيش تو، به بهشت مىرود».
ر. ك: ج ١ ص ٥٦٧ (احاديث وصايت).