دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩ - ٢ على
٢. على ٧، راز ناشناخته
شخصيت مولا ٧ ابعادى ناپيدا كرانه دارد. كسانِ بسيارى در درازناى تاريخ، از دست نايافتگى به ابعاد شخصيت آن چهره بىبديل تاريخ اسلام سخن گفتهاند. امّا اين حقيقت، درخشانتر از هر جايى در كلام پيامبر ٦ چهره بسته است. پيامبر خدا فرمود:
اى على! جز خدا و من، كسى تو را به درستى نشناخته است.
امّا پيامبر خدا چه اندازه از آن شناخت را مطرح ساخت، و جامعه چه مقدار از آن حقايق را برتابيد، و با آنچه پيامبر ٦ گفت، چهسان روياروى شد؟!
پيامبر خدا به على ٧ فرمود:
اگر ترس اين نبود كه غاليانِ امّت من آنچه را كه مسيحيان درباره عيسى بن مريم گفتند، درباره تو بگويند، سخنى مىگفتم كه به هيچ جمعى گذر نمىكردى، جز آن كه خاك زير پايت را براى شفا برمىداشتند.[١]
اين يعنى كه جامعه، چهرهنمايى حقيقى از تو و بر نمودن فضايل ومناقب تو را بدان گونه كه هست بر نمىتابد و گوشها قدرت شنوايى و جانها توان نيوشيدن آن را ندارند. با اين همه، زيباترين، شكوهمندترين و گوياترين وصفها، ارج گزارىها و بزرگدارىها از شخصيت على ٧ را بههمان جهت كه آمد، در كلام پيامبر خدا مىيابيم.
امّا آنچه اينك از كلام پيامبر خدا بر گستره صفحات آثار مكتوب درباره على ٧ نقش بسته است، آيا تمامت آن چيزى است كه بوده است؟ و يا بسيارى از آن حقايق، از ترس پيامدهاى گزارش آنها، بر سينهها ماند وهمراهِ دارندگان آنها
[١] ص ٢٥٣( جز خدا و من، كسى او را نشناخت).