دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٧ - ١ انجام دادن فرمان خدا در خصوص تبيين نعمتهاى وى
چون ترديدى نيست كه امام على ٧ به وظيفه شرعى خودْ عمل مىكرد و چارهاى هم از آن نبود و اگر خودستايى و تعريف شخص از خودْ خلاف واقع باشد، قطعا حرام است و اگر راست باشد، ولى مصلحتى آن را الزامى نكند، بىترديدْ چنين خودستايىاى مذموم است؛ ولى اگر داراى مصلحت باشد، بدون شك، كارى شايسته است.
گزيده سخنْ آن كه اگر بر ستايش از خويش، مصلحت مهم و الزامآورى مترتّب باشد (مثلًا براى احقاق حق و دفاع از حقوق باشد)، ترديدى در وجوب آن نداريم و اگر شخصى از ترس آن كه چنين كارى خودستايى است، از آن دورى كند، قطعا كارى ناشايست و حرام انجام داده است و زمينه نابودى حقايق و ارزشها را فراهم آورده است ... از اين روست كه وقتى سخنان امام ٧ در ستايش از خويشتن را مىنگريم، در آنها دفاع از شخصيت انسان مظلومى را مىبينيم كه لزوم كنار زدن پرده از چهره حقّ پنهان و از دست رفته، وى را به اين كار مىكشانَد، در شرايطى كه گسترش فتنهها اجازه سخن راندن از حق را نمىدهد و همه براى كريه نشان دادن چهره حقْ سخن مىگويند و تهمت مىزنند و بدان تشويق مىكنند.
امام ٧ براى كنار زدن ابرهاى تيره از آسمان زندگى فكرى جامعه و بيان آنچه بود و آنچه كه بر سر حق مىآوردند، از خودْ سخن گفته است؛ و گرنه حقيقت زندگى صادقانه و شخصيت والاى آن حضرت، برتر از آن است كه وى به خودستايى بپردازد و يا آن كه حبّ نفس در وجودش باشد.
لازم است براى تبيين پارهاى از پرسشهايى كه درباره ستايش امام ٧ از خويش و بيان فضايل و نشانههاى عظمت خود به ذهن مىآيد، به مواردى اشاره كنيم:
١. انجام دادن فرمان خدا در خصوص تبيين نعمتهاى وى
امير مؤمنان از نعمتهاى الهى ياد مىكرد و از فضلى كه خداوند متعال به وى داده بود، سخن مىگفت او با سخنان رسا، سپاسگرى بود كه ارزش و قيمت نعمت و نعمتدهنده را پاس مىداشت و از جمله كلمات آن حضرت ٧ در اين باره اين سخن است كه مىفرمايد:
من هماورد قهرمانان و بر زمين زننده دليران هستم. من آنم كه چشم شرك را درآوردم و عرش آن را لرزاندم. با جهادم بر خداى متعال منّت نمىنهم و به عبادتم نمىنازم؛ بلكه از نعمتهاى پروردگارم سخن مىگويم.