دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣ - ٦/ ٢ ابو هيثم مالك بن تيهان
قيامت، خداوند، دو حمايل از دُر بر گردنش مىآويزد و آن كه شمشيرى بر خود ببندد كه با آن، دشمن على را عليه او يارى رسانَد، خداوند در روز قيامت، دو حمايل از آتش بر گردنش مىآويزد».
گفتيم: اى مرد، كافى است! خدا رحمتت كند! كافى است! خدا رحمتت كند!
ر. ك: ج ٢ ص ١٣٧ (على، مولاى هر كسى است كه پيامبر، مولاى او است).
ج ٤ ص ٤٦٥ (ابو ايّوب انصارى).
٦/ ٢
ابو هيثم مالك بن تَيّهان
٣٧٧٠. الأوائل، أبو هلال به نقل از هيثم بن عَدى: ابو هيثم در نزد على بن ابى طالب به پا خاست و گفت: حسادت قريش با تو دو گونه است. خوبانِ آنان، به خاطر رقابت در بزرگى و بلند مرتبگى، آرزو مىكنند كه چون تو باشند؛ و بَدان آنان، به گونهاى با تو حسادت مىكنند كه بر دلها سنگينى مىكند و خوبىها را از بين مىبرد؛ چون آنان وقتى كه نعمتى در تو مىبينند كه از آن برخوردارى و آنان محروماند، اين كه به تو برسند، خشنودشان نمىكند و مىخواهند از تو پيشى بگيرند، و به خدا كه اين آرزوى آنان، دور و دست نيافتنى است و از آمادگى ماندهاند و هنگامى كه تو بر آنان پيشى گرفتى و نتوانستند به تو برسند، آنچه را مىبينى، انجام مىدهند.
سوگند به خدا كه تو سزاوارترين فردى هستى كه بايد قريش، سپاس گزار وى باشد. هنگامى كه پيامبرشان زنده بود، يارىاش كردى و هنگامى كه درگذشت، حقوقى را كه بر عهدهاش بود، ادا كردى. سوگند به خدا كه تجاوز كارىشان، جز