دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣١ - ٦/ ١٣ عبد الله بن عباس
پيامبر ٦ به على فرمود: «دعا كن».
على گفت: پروردگارا! نزد خود، برايم عهدى قرار ده. پروردگارا! براى من نزد خودت محبّتى قرار ده. و خداوند متعال، اين آيه را فرو فرستاد: «كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، به زودى [خداى] مهربان، براى آنان، محبّتى [در دلها] قرار مىدهد».
٣٨٣٦. علل الشرائع به نقل از عَباية بن ربعى: مردى نزد ابن عبّاس آمد و گفت: از انزع بطين،[١] على بن ابى طالب به من بگو؛ چون مردم درباره او اختلاف نظر دارند.
ابن عبّاس به وى گفت: اى مرد! درباره كسى پرسيدى كه پس از پيامبر خدا، كسى بهتر از او بر روى زمين، گام ننهاده است و او، برادر پيامبر خدا، پسر عموى او، وصىّ او، و جانشين او در ميان امّتش است، و او جدا از شرك و فربه از دانش است. از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «هر كس نجات در فردا [ى قيامت] را مىخواهد، به دامن اين انزَع چنگ زند»، يعنى [به دامن] على.
٣٨٣٧. الأمالى، صدوق به نقل از ضحّاك بن مُزاحم: پس از درگذشت على ٧، از وى نزد ابن عبّاس، ياد شد. گفت: افسوس بر ابو الحسن! سوگند به خدا كه او رفت و تغيير نداد و تبديل نكرد، و فرو نگذاشت و انباشته نكرد، و باز نداشت و برنگزيد، مگر براى خدا.
سوگند به خدا، دنيا براى او از بند كفشش كم ارزشتر بود. در جنگ، شير بود و در محافل، دريا [ى علم]، و فرزانه فرزانگان. هيهات! او به درجههاى والا رفت.
٣٨٣٨. الأمالى، صدوق به نقل از سعيد بن جُبَير: نزد عبد اللّه بن عباس رفتم و گفتم: اى پسر عموى پيامبر خدا! آمدهام تا از تو درباره على بن ابى طالب و اختلاف مردم درباره او بپرسم.
[١] از القاب على ٧ است. ر. ك: ج ١ ص ٩٧( لقبها).