دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٥ - ٣/ ٥ ٥ هفتتا و هفتتا تحقق يافته و يكى باقى مانده
آنان را به سوى خداى عز و جل بخواند. بنابراين، نامهاى به سوى آنان نوشت و آنان را هشدار داد و از عذاب الهى ترسانْد و گذشت را به آنان وعده داد و به بخشش پروردگارشان اميد داد و در پايانِ نامه، سوره برائت را نوشت تا بر آنان خوانده شود. آن گاه به همه ياران خود پيشنهاد كرد كه آن را اجرا كنند. همه آنان آن را مأموريتى سخت و سنگين شمردند. وقتى چنين ديد، يك نفر از آنان را برگزيد و فرستاد.
جبرئيل آمد و گفت: اى محمّد! مسئوليت تو را جز تو و يا كسى از [كسانِ] تو انجام نمىدهد.
پيامبر خدا مرا از اين موضوع، آگاه كرد و با نوشته و نامهاش مرا به سوى مكّيان فرستاد و من به مكّه آمدم. مردم مكّه را كه مىشناسيد؛ هر يك از آنان، اگر مىتوانست بر سر هر كوهى تكّهاى از بدن مرا قرار دهد، چنين مىكرد، گرچه در اين راه، خود، كسان، فرزندان و اموالش را فدا مىكرد.
من پيام پيامبر ٦ را به آنان رساندم و نامهاش را خواندم. همه آنان با تهديد و خط و نشان كشيدن، با من روبهرو شدند و كينه خود را به من نشان دادند و از مردان و زنانشان دشمنى ظاهر شد و كار مرا در اين مورد ديديد».
آنگاه رو به ياران خود كرد و فرمود: «آيا اينچنين نبود؟».
گفتند: چرا، اى امير مؤمنان!
آنگاه فرمود: «اى برادر يهود! اين جاها مواردى بود كه خداوند عز و جل در حضور پيامبر ٦ مرا آزمود و به لطف خود، در همه آنها مرا فرمانبر يافت. هيچ كس را در اين كارها، آنچه براى من است، نبود، و اگر مىخواستم، توضيح مىدادم؛ امّا خداوند عز و جل از خودستايى پرهيزانده است».
گفتند: اى امير مؤمنان! سوگند به خدا، راست گفتى. خداوند عز و جل فضيلت خويشاوندى با پيامبرمان را به تو داده و تو را به برادرى با او، سعادت بخشيده است. نسبت به او، چون هارون به موسى ٧ هستى و [خدا] به خاطر گرفتارىهايى كه در آنها درگير شدى و سختىهايى كه با آنها مواجه شدى، تو را برتر [از ديگر مؤمنان] قرار داده است و آنچه را كه ياد كردى، براى تو انباشته است؛ بلكه بيش از آن، چيزهايى را كه ياد نكردى؛ چيزهايى كه هيچ مسلمانى از آنها برخوردار نشد. كسانى از ما كه تو را در كنار پيامبرمان ديدند و يا بعد از آن تو را ديدند، اين مسائل را مىگويند.
اى امير مؤمنان! از آزمايشهايى كه پس از پيامبرمان، خداوند عز و جل تو را در آنها آزموده است و به انجام رساندى و صبر كردى، خبرمان كن. اگر مىخواستيم خودمان آنها را توصيف كنيم،