دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩ - ٢/ ١ ١ من و على
پشت ابو طالب قرار داد. پس مرا «پيامبر» و على را «وصى» به دنيا آورد.
٣١٦٦. امام على ٧: پيامبر ٦ به من فرمود: «اى على! خداوند متعال، من و تو را به هنگام آفرينش آدم، از نور خود آفريد و در پشت آدم قرار داد تا به عبد المطّلب رسيد. سپس از عبد المطّلب، دو پاره شد. من در پشت عبد اللّه قرار گرفتم و تو در پشت ابو طالب. پيامبرى، جز براى من شايسته نيست و وصايت، جز براى تو شايسته نيست. هر كه وصايت تو را انكار كند، پيامبرىِ مرا انكار كرده، و هر كه پيامبرىِ مرا انكار كند، خداوند، او را بهرو در آتش فروخواهد انداخت».
٣١٦٧. پيامبر خدا ٦: چهار هزار سال پيش از آفريده شدن آدم، من و على، نورى در نزد خداى متعال بوديم. هنگامى كه خدا آدم را آفريد، آن نور را در پشت وى قرار داد و همواره، خداوند عز و جل، آن را از پشتى به پشت ديگر منتقل مىكرد تا آن كه در پشت عبد المطّلب مستقر ساخت. آنگاه از پشت عبد المطّلب بيرون آورد و به دو بخش تقسيم كرد. پارهاى در پشت عبد اللّه و پارهاى در پشت ابوطالب قرار گرفت. پس على از من است و من از على هستم. گوشت او از گوشت من و خون او از خون من است. هركس مرا دوست داشته باشد، به خاطر دوستى با من، او را دوست مىدارد؛ و هر كس او را دشمن بدارد، به خاطر دشمنى با من، دشمنش داشته است.
٣١٦٨. پيامبر خدا ٦: من و على، نورى در پيشانى آدم بوديم. از پشتهاى پاك به زهدانهاى پاكيزه منتقل شديم تا آن كه در پشت عبد المطّلب قرار گرفتيم. آن نور به دو پاره شد. پارهاى در عبد اللّه و پارهاى در ابوطالب قرار گرفت. من از عبد اللّه به وجود آمدم و على از ابوطالب. و اين، همان سخن خداوند عز و جل است كه مىفرمايد: «و اوست كسى