دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ٣/ ١ ١ خويشاوندى نزديك
سخن بگويد و حرف بزند، گرچه سختى و مرارت بسيارى هم تحمّل كند و اين، دقيقا همان كارى است كه على كه درود خدا بر او باد انجام داد.
٣/ ١
جايگاه نزد پيامبر خدا
٣/١-١
خويشاوندى نزديك
٣٥٨٩. امام على ٧ در تبيين نزديك بودنش به پيامبر ٦: جايگاه مرا نسبت به پيامبر خدا از نظر خويشاوندى نزديك و منزلت ويژه، مىدانيد. در زمانى كه من خُردسال بودم، مرا در آغوشش مىنشاند، به سينهاش مىفشرد، در بسترش مىخوابانْد، تنش را به تنم مىساييد، بوى بدنش را به مشامم مىرساند، و خوراكى را مىجَويد و در دهانم مىگذاشت. نه در سخن گفتن، دروغى از من شنيد و نه در كردار [من]، لغزشى يافت.
[محمّد ٦] از دورانى كه از شير گرفته شد، خداوند متعال، بزرگترين فرشته از فرشتگانش را همراهش كرد تا شب و روز به راه بزرگوارىها و خوىهاى نيكوى جهان، رهنمونش گردد و من همچون بچّه شترى كه پاى در جا پاى مادرش مىنهد، دنبالش مىرفتم. در هر روز، نشانى از اخلاقش را فرا رويم بر مىافراشت و به من دستور مىداد تا از آن پيروى كنم. هر سال در حِرا سُكنا مىگزيد و من وى را مىديدم و جز من، كسى او را نمىديد. در آن روزها، اسلام، جز به خانه پيامبر خدا كه وى و خديجه در آن بودند و من سومين آنها بودم، وارد نشده بود. من نور وحى و رسالت را مىديدم و عطر نبوّت را مىبوييدم.