دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٣ - ٦/ ١٣ عبد الله بن عباس
٣٨٣٠. تاريخ دمشق به نقل از ابن عبّاس، درباره على ٧: سوگند به خدا، در نظرم او دانا و حكيم بود. هيچگاه چيزى از او نمىشنيدم، مگر آن كه نيكو مىگفت.
٣٨٣١. خصائص أمير المؤمنين، نسايى به نقل از عمرو بن ميمون: ما در كنار ابن عبّاس نشسته بوديم كه نُه گروه پيشش آمدند و گفتند: اى ابن عبّاس! يا با ما بيا و يا اينها ما را تنها بگذارند. ابن عبّاس گفت: من با شما مىآيم. [راوى گفت:] وى در آن روز، سالم بود و چشمهايش را از دست نداده بود.
آنان شروع كردند و حرف زدند و ما نفهميديم كه چه گفتند. ابن عبّاس، در حالى كه لباسش را تكان مىداد، آمد و مىگفت: اف و تُف [بر اينان]! درباره مردى ايراد مىگيرند كه ده فضيلت داشت. درباره مردى ايراد مىگيرند كه پيامبر خدا به وى فرمود: «كسى را اعزام خواهم كرد كه خدا و پيامبرش را دوست مىدارد و خدا و پيامبرش او را دوست مىدارند و هيچگاه خداوند، او را تنها نمىگذارَد».
همه گردن كشيدند. پيامبر ٦ فرمود: «پسر ابو طالب كجاست؟».
گفته شد: در آسياب است و آرد مىسازد.
فرمود: «كسى از بين شما نيست كه آرد كند؟». او را خواست و او چشمْدرد داشت، به حدّى كه نمىتوانست ببيند. به چشمش دميد. آنگاه، پرچم را سه بار به گَردش درآورد و به او داد و آن حضرت، صفيّه، دختر حُيىّ (حاكم خيبريان) را با خود آورد.
و با ابو بكر، سوره برائت را فرستاد و على را به دنبال او فرستاد، على سوره را از او گرفت و گفت: پيامبر ٦ فرمود: «اين سوره را كسى جز آن كه از من است، نمىبَرَد» و من از اويم.
و پيامبر ٦ به پسر عموهايش فرمود: «كداميك از شما در دنيا و آخرت، مرا همراهى مىكند؟». على ٧ با او نشسته بود. گفت: من تو را در دنيا و آخرت، همراهى مىكنم.
و او پس از خديجه، اوّلين كسى بود كه اسلام آورد.
و پيامبر خدا لباسش را برداشت و روى على، فاطمه و حسن و حسين افكند و گفت: «خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گردانَد».