دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٧ - ٢/ ٧ ٨ مناقب گوناگون
پُردانشترينِ آنان، درستْ دينترينِ آنان، با يقينترينِ آنان، بردبارترينِ آنان، بخشندهترينِ آنان، و پُر دلترينِ آنان است، و او امام و جانشينِ [من] پس از من است.
٣٥٦٨. الفضائل، ابن شاذان به نقل از سلمان، مقداد و ابوذر: مردى بر على بن ابى طالب ٧ فخر فروشى كرد. پيامبر خدا فرمود: «اى على! بر اهل شرق و غرب و عجم، [به محاسن خود] مباهات كن؛ چون تو بزرگوارترينِ آنانى و پسر عموى پيامبر خدايى، از با كرامتترين برادر و با كرامتترين عمو برخوردارى، در دورانديشى و بردبارى، برترينِ آنانى، و در اسلام آوردن، پيشتازترينِ آنان و [نيز] پُردانشترينشانى، و در مال و شخصيت، بىنيازترينِ آنانى.[١]
تو به كتاب خدا داناترين و به سنّت من، آگاهترينى. در درگيرىها پُر دلترينِ آنان، بخشندهترينِ آنان، دل كَندهترينِ آنان از دنيا، استوارترينِ آنان در جهاد، خوشخوترينِ آنان، راستگوترينِ آنان و دوست داشتنىترينِ آنان نزد خداوند و نزد منى. پس از من، سى سال باقى خواهى ماند و پرستش خدا را بهجا مىآورى و بر ستم قريش، بردبارى نشان خواهى داد. در راه خدا مبارزه مىكنى، و اگر يارانى يافتى، در راه تأويل (تفسير) قرآن بجنگ، همان گونه كه من بر سر تنزيل (ظاهر) آن جنگيدم،[٢] و آن گاه شهيد مىشوى و ريشت به خون سرت آغشته خواهد شد و كُشنده تو در دشمنى با خدا و دورى از او، همچون پىكُننده ناقه صالح است. اى على! پس از من در همه جا مورد ظلم و غصب قرار مىگيرى. در راه خدا و پيامبر او بر آزارها بردبارى مىكنى و پاداشت در نزد خدا حساب مىشود و ضايع نمىگردد. خداوند پس از من از اسلام، خيرت دهد!».
٣٥٦٩. پيامبر خدا ٦: على، برادر من، وزير من، امين من، و پس از من، به پا دارنده امر خدا، ادا كننده ذمّه (عهده) من، و زنده كننده سنّت من است. او اوّلين كسى بود كه به من ايمان آورد و
[١] در مصدر« و أكرمهم زواخا» آمده كه ظاهرا تصحيف است و آنچه در متن آمده، صحيح به نظر مىرسد. همچنين اين روايت، در بحار الأنوار اينگونه آمده است:« بر عرب مباهات كن؛ چرا كه از جهت پسر عمو و پدر و برادر و خويشتن و همسر و فرزند و عمو، گرامىترين[ عرب] هستى».
[٢] جنگهاى پيامبر ٦ در برابر مشركان و كفّار بود كه اصلِ نزول وحى به ايشان را باور نداشتند و براى جلوگيرى از اعتقاد مردم به نبوّت آن حضرت و نزول وحى بر وى، تلاش مىكردند، در حالى كه مخالفان على ٧، اصل قرآن را باور داشتند، امّا تلاش مىكردند آن را به گونهاى تفسير و تأويل كنند كه در جهت منافع قومى يا شخصى آنان باشد و از اهداف توحيدى پيامبر ٦، دور گردد و روايت، به اين موضوع اشاره دارد.( م)