دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩ - ٣/ ٧ امام به شعر، خود را توصيف مىكند
آنان كه در هر ناخوشايندى فرو مىروند
و پاس دارنده حوادث ايّام هستند.
كارها را به ارادهشان استحكام مىبخشند
و چيزهاى بسيار استوار را مىشكنند.
از قبيله ابو كَرْب و تُبَّع بپرس
و از اهل كتاب و مشركان.
ما هر كس را كه بخواهيم از او باز داريم، باز مىداريم
و به انجام دادن كارهاى نيك و بخشش مىپردازيم.
شمشيرهاى ما، يورش سپاهيان را برمىگردانَد
و سرِ پادشاهى و بزرگى بر مىافرازيم.
گفتند: اى ابوالحسن! چيزى را براى ما برجا نگذاشتى.
٣٦٩٨. تاريخ دمشق به نقل از جابر بن عبد اللّه: از على ٧ شنيدم كه براى پيامبر خدا مىسرود و در حديث ابو مسعود است كه وى شعر مىخواند و پيامبر خدا گوش مىكرد:
من، برادر مصطفى هستم و هيچ ترديدى در نَسَبم نيست
و با او پرورش يافتم و نوههايش فرزندان مناند.
جدّ من و جدّ پيامبر خدا يكى است
و فاطمه، همسر من است؛ سخنى كه دروغ نيست.
من او را تصديق كردم، هنگامى كه مردم در تاريكى
گمراهى، شرك و تيرهروزى بودند.
سپاسْ خدايى راست كه شريكى براى او نيست
نيكى كننده به بنده و باقىِ جاودان.