دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٧ - ٦/ ١٠ خزيمة بن ثابت انصارى
حذيفه گفت: «اى مرد! حال كه چنين پرسيدى و جستجو كردى، گوش كن و آنچه را كه به تو گزارش مىكنم، بفهم. خليفههايى كه پيش از على بن ابى طالب بودند و امير مؤمنان ناميده مىشدند، كسانى بودند كه خود و مردم، آنان را چنين ناميده بودند؛ و امّا على بن ابى طالب را جبرئيل ٧ از سوى خداوند عز و جل چنين ناميد و پيامبر ٦ شهادت داد كه جبرئيل ٧ بر او به عنوان «امير مؤمنان»، سلام داده است و ياران پيامبر خدا در زمان حيات پيامبر خدا، او را امير مؤمنان مىخواندند.
٣٨٠٢. الأمالى، طوسى به نقل از على بن علقمه انمارى: هنگامى كه حسن بن على ٨ و عمّار بن ياسر براى حركت دادن مردم آمدند، حذيفه، در حالى كه در همان بيمارىِ منجر به مرگش بود، بين دو نفر و با تكيه بر آن دو، بيرون آمد و مردم را تشويق و تحريض به پيروى از على ٧ و اطاعت و يارى او كرد. آنگاه گفت: سوگند به آن كه جز او خدايى نيست، هر كس مىخواهد به امير واقعى و حقيقىِ مؤمنان بنگرد، به على بن ابى طالب بنگرد. اينك، او را يارى، پيروى و كمك كنيد.
٣٨٠٣. الأمالى، طوسى به نقل از ابو راشد: هنگامى كه خبر بيعت على ٧ به حذيفه رسيد، يك دست خود را به دست ديگرش زد و با او بيعت كرد و گفت: اين، بيعت با امير حقيقىِ مؤمنان است. سوگند به خدا، پس از وى با هيچ يك از قريشيان بيعت نمىگردد، جز آن كه كوچك و يا ابتر (ناتمام) خواهد بود و پشت به حق خواهد كرد.
٦/ ١٠
خُزَيمة بن ثابت انصارى
٣٨٠٤. المستدرك على الصحيحين به نقل از اسوَد بن يزيد نَخَعى: هنگامى كه بر روى منبر پيامبر خدا با على بن ابى طالب ٧ بيعت شد، خزيمة بن ثابت انصارى كه نزديك منبر ايستاده بود، گفت: