دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٣ - ٢/ ٥ ٦ خشنودى خدا و پيامبرش و جبرئيل، از او
پيامبر ٦ فرمود: «من با او نجوا نكردم؛ بلكه خداوند عز و جل با وى نجوا كرد».
٣٤٥٠. امام صادق ٧: در جنگ طائف، پيامبر خدا با على ٧ نجوا كرد. ياران پيامبر ٦ گفتند: اى پيامبر خدا! از ميان ما با على كه كوچكترين ماست، به نجوا پرداختى!
پيامبر ٦ فرمود: «من با او نجوا نكردم؛ بلكه خداوند با وى نجوا كرد».
٢/٦-٥
خشنودىِ خدا و پيامبرش و جبرئيل، از او
٣٤٥١. المعجم الكبير به نقل از ابو رافع: پيامبر خدا، على ٧ را به مأموريتى فرستاد. هنگامى كه باز گشت، پيامبر خدا به وى فرمود: «خدا و پيامبرش و جبرئيل، از تو خشنودند».
٣٤٥٢. شرح الأخبار به نقل از جابر بن عبد اللّه: هنگامى كه امير مؤمنان على بن ابىطالب ٧، پس از فتح خيبر نزد پيامبر ٦ آمد، پيامبر خدا به وى فرمود: «اى على! از جريان تو خبردار شدم و آرزويم درباره تو برآورده شد و من از تو راضىام».
اشك از ديدگان على ٧ جارى شد. پيامبر خدا به وى فرمود: «گريه نكن؛ چرا كه خدا و فرشتگانش و پيامبرانش و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل، از تو راضىاند. اگر نبود [بيمِ] آن كه امّت من درباره تو همان سخنى را بگويند كه ترسايان درباره مسيح ٧ گفتند، امروز درباره تو سخنى مىگفتم كه بر هيچ جمعى چه كم باشند و چه بسيار نمىگذشتى، جز آن كه خاك زير پايت را برمىداشتند و افزونِ آب وضوى تو را برمىگرفتند و از آن، بركت مىجُستند و شفا مىطلبيدند».